صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٤ - بيم و هراس در دل دشمنان
تعليمات نظامى ما نديده بوديم. ملت ما تعليمات نظامى نديده بودند. آنها تعليمات نظامى داشتند، اما ما نداشتيم. هيچ هم نداشتيم. حالا هم كه مىبينيد چهار تا تفنگ دست جوانهاى ما هست، اينها غنيمتى است كه از آنها گرفتند و الّا قبلًا كه نداشتند. اين را قبلًا با زحمت، نمىدانم، يك چيز درست مىكردند، پرت مىكردند، كه در مقابل آنها چيزى نبود اينها. آنى كه اين ملت را پيش برد، آن يك قدرت غيبى بود. يك قدرت الهى بود.
پاى هيچ كس حساب نكنيد شما. در عين حالى كه تشكر مىكنم از شما كه اين مقالهها را خوانديد. لكن تذكر مىدهم اين قدر تعريف نكنيد از يك شخصى، براى اينكه چيزى نيست. هر چه هست، اوست. ما چيزى نيستيم. ما جز يك بنده ضعيف چيزى نيستيم. با يك فوت مىتوانستند اينها، ما را بيرون كنند. آنكه اين قدرت را به اين ملت داد، و آن طور وارد شد به ميدان و بيرون كرد حريف خودش را، آن يك قدرت روحى بود كه خدا داد به اينها. يك قدرت الهى و غيبى بود كه اين ملت را متحول كرد به يك چيز ديگرى. اين مردمى كه وقتى اسم «سازمان امنيت» مىآمد به خودشان مىلرزيدند، ريختند و گفتند ما اصلًا نه شاه مىخواهيم و نه سازمان امنيت و نه اصل رژيم شاهنشاهى را مىخواهيم. و به واسطه اين امرى كه خداى تبارك و تعالى انجام داد به اراده مبارك خودش.
بيم و هراس در دل دشمنان
و يك نكته بزرگى كه شايد اكثراً از آنها غافل باشند، آن ايجاد رعبى بود كه در اينها كرد. در قرآن هم هست كه «نصر» گاهى به «رعب» است. گاهى جمعيت اينها را جورى مىكند كه به نظرشان زياد مىآيد [١]. گاهى قدرتنمايى اينها، و لو چيزى نيست، در نظر آنها بزرگ مىآيد. اينها همه چيز داشتند. و مطمئن باشيد كه اگر اين رعبى كه خدا در قلب اينها انداخته بود، نبود، اينها مىتوانستند يك شب تمام تهران را خراب كنند. همه
[١] در قرآن كريم در اين مورد، آياتى آمده است: سوره آل عمران، آيه ١٥١؛ سوره انفال، آيه ١٢؛ سوره احزاب، آيه ٦٢؛ سوره حشر، آيه ٢.