صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - دو ويژگى سرنوشتساز
نبود كه زراعتم چه جورى است، صنعتم چه جورى است و منزلم چه حالى دارد. همه فكر اين بودند كه جمهورى اسلامى بايد بشود. اين وحدت كلمه و انسجامى كه در ملت بود و در دنيا چشمگير بود و چشمگير هست، آنها كه مىدانند بايد از كجا شروع كنند و چه جور اين انسجام را به هم بزنند، كارگردانهاشان و كارشناسهاشان هست، و الهام مىگيرند از آن مبادى ديگر، از خارج و بين قشرها اختلاف ايجاد مىكنند، هر طورى بتوانند. اتهام، هر جا بروى اتهام هست. هر جا بروى يك ناراحتى ايجاد كردند. هر جا بروى يك شلوغى ايجاد كردند. هر جا بروى يك ناآرامى است كه كأنه يك كشورى است كه به طور هرج و مرج دارد پيش مىرود. اصلًا يك مديريت صحيح در اين كشور نمىگذارند باشد. نمىگذارند آرام بشود تا جهاد سازندگى شما به آن طورى كه بخواهد تحقق پيدا بكند. نمىگذارند آرام بشود تا اينكه صنعت نفت آن طورى كه بايد اداره بشود و همين طور همه جا. و اين دليل بر اين است كه جوانهاى ما غافلند از اين توطئه بزرگى كه براى ما دارد درست مىشود و در دست درست كردن است. و آن توطئه اينكه همان نقطهاى كه به آن نقطه اينها شكست خوردند همان نقطه را دست بگذارند رويش، دست مىگذارند رويش، آن را مىخواهند به هم بزنند. آن موضع قدرت شما را متزلزل دارند مىكنند.
دو ويژگى سرنوشتساز
موضع قدرت شما همان وحدت شما بود. ديديد كه دو جهت در اين ملت بود كه رمز پيروزى ملت ما بود: يكى اينكه از آن چيزهايى كه خودشان مىخواستند ابداً آن وقت مطرح نبود. همه با هم مىگفتند «اللَّه اكبر». همه با هم «جمهورى اسلامى». همه با هم رژيم سابق نه. هيچ كس در آن روز دنبال اين نبود كه من وضعم چه جورى است. اگر يك كسى پيش رفيقش هم فرض كنيد شكايت مىكرد رفيقش به او مىخنديد كه حالا وقت اين حرفها نيست. اين طور شده بود وضع. يك جهت هم اينكه همه اينها كه با هم مجتمع شدند، براى خدا بود. شاهد اينكه [دائماً] مىآمدند در هر جا فرياد مىكردند كه ما