صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٨ - حمله به رمز پيروزى
مىخواهيم شهيد بشويم. شهادت يك مطلبى بود كه براى خداست.
پس دو جهت در اين پيروزى بود: يكى اينكه براى خدا [بود] فرياد به اينكه «اللَّه اكبر» و ما براى خدا مىخواهيم اين كار را بكنيم، جمهورى اسلامى مىخواهيم. يكى هم اينكه با هم مجتمع بودند. يكصدا بودند. بچه كوچولو و پيرمرد هشتاد ساله، يكجور حرف مىزدند، و دشمنهاى ما اين دو تا سنگر را هدف كردند. از اوّلى كه اين سد رژيم سابق شكست، دشمنها سر درآوردند و يك دستهشان راجع به جهت اسلامى شروع كردند كارشكنى. درست توجه كنيد كه اين دو تا مطلب هر دويش مشهود ماست كه مورد حمله واقع شده. جهت اسلاميتش مورد حمله واقع شد. گفتند، اسلامى نمىخواهيم، همان جمهورى! اين حمله به جهت اسلاميتش بود كه زير بار اسلامش مىخواستند نروند. براى اينكه آن كارشناسها فهميده بودند كه اين پيروزى از اسلام است. مردم براى جمهورى نمىآيند به شهادت برسند. مردم براى اسلام مىگويند ما شهيد مىخواهيم بشويم. الآن هم مىگويند، كفن مىپوشند براى اسلام، نه كفن براى جمهورى، براى جمهورى دمكراتيك. اين را يافته بودند كه خوب اين جهت يك جهتى است كه اصيل است، اصل مطلب است، اين را بايد شكستش. با قلمها، با گفتارها شروع كردند به اين سنگر حمله كردند. اسلام ديگر حالا به درد نمىخورد، اسلام مال نمىدانم هزار و چهار صد سال پيش از اين بود، اسلام ديگر حالا بيخود است. گاهى مىگفتند، گاهى نمىگفتند. لكن لازمهاش اين بود .... معنايش اين است كه جمهورى مىخواهيم.
معنايش اين است كه جمهورى اسلامى لازم نيست باشد. اين هدف بود تا حالا هم هست.
حمله به رمز پيروزى
از اوّلى كه شما اين سد را شكستيد و برگشتيد كه جمهورى اسلامى را درستش بكنيد، اين دسته از مردمى كه دنبال اين بودند كه شما آن رمزى كه به او پيروز شديد، چى بود؟
اسلام را فهميدند كه رمز اسلام بوده است، حمله كردند به همان جهت اسلاميتش