صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٧ - مصاحبه با حسنين هيكل نويسنده مصرى درباره دخالتهاى امريكا
اسلحه پوسيدهاى است كه سابقاً اگر يك چنين چيزى مىگفتند در ايران، خوفى بود. اما ايران الآن از اين چيزها خوفى ندارد و اين اسلحه پوسيده است. اصلًا اسلحه در دنيا پوسيده است. مسخره مىكند دنيا اين حرف را. اين حرفى كه ما مداخله نظامى مىكنيم.
اين حرفى است كه دنيا مسخرهاش مىكند. لكن حالا اگر ديوانگى كردند و يك چنين كارى كردند ما هم حاضريم. ما ابايى از اين نداريم. البته ما حتى الامكان مىخواهيم كه بشر انسان باشد و مثل سباع [١] به هم نريزند. اما اگر سباعى به ما حمله كرد ما دفاع مىكنيم تا آن حد كه مىتوانيم. اما قضيه اقتصادى و اينها. اين هم همان طور است. از همان قماش است كه كهنه شده اين اسلحهها. آقاى كارتر خيال مىكند كه ماها از دنيا اصلًا بىخبر هستيم، هيچ اطلاعى از دنيا نداريم. ايشان را هم به آن طور حالا مىشناسيم كه ابرقدرت هست و داراى كذا و چقدر نمىدانم لشكر و چقدر سلاح و امثال ذلك و همه دنيا هم. ما عقيدهمان مثلًا اين است كه تا ايشان بگويند كه «محاصره اقتصادى» در دنيا به روى ما بسته مىشود. اين هم از آن خيالاتى است كه ايشان كردند پيش خودشان. در آن كاخ سفيد قهوه خوردند و يا اگر مىخوردند و پاهايشان را روى هم انداختند اين فكر را كردند. ما پيشمان اين حرفها مطرح نيست. ما اين را گفتيم كه ما خودمان از اين زمين خدا، روزى خودمان را در مىآوريم. و علاوه كى گوش مىدهند مردم به اين حرفها؟ دولت خودشان هم در يكى دو دفعه تا حالا دو سه دفعه تا حالا گفتهاند كه اين حرف صحيح نيست، محاصره اقتصادى صحيح نيست، بكلى نمىشود. ممالك ديگر هم كه تابع ايشان نيستند. بلى آقاى سادات تبعيت دارد، تابع است. او چشم و گوش بسته مثل شاه ما تسليم است. و من چقدر بايد تأسف بخورم كه يكى كه در يك مملكت اسلامى دارد مىگويد «من رأس اين مملكت هستم» با دو نفر كه هر دو دشمن اسلام هستند، دشمن اسلام هستند نه دشمن يك طايفهاى، رژيم اسرائيل دشمن اسلام است نه دشمن ما، نه دشمن شما. كارتر هم برادر اوست. اينها سر يك ميز بنشينند و با هم معاهده كنند بر ضد اسلام و
[١] سباع: درندگان.