صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٠ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
بكنيم، و لو بر خلاف ملت باشد. مىترسند حالا، وحشتشان زده كه ما چه بكنيم، مىآيند به قانون اساسى اشكال مىكنند! در قانون اساسى اشكالى نيست. اصلًا تعارض و تناقضى نيست. «حاكميت ملى» الآن يك حاكميت دو آتشه است. حاكميت ملى يك دفعه تعيين كرد يكدستهاى را كه شما بياييد، [باز] دفعه دوم آمده گفته است رأى بدهيد. و رأى دادند. اين «حاكميت ملى» نيست؟ رأى دادند به قانون اساسى؛ رأى ندادند به قانون اساسىِ تو و من! جز اين است كه من و شما بر خلاف حاكميت ملى داريم صحبت مىكنيم؟ حرفهاى ما خلاف حاكميت ملى است؛ نه اين خلاف حاكميت ملى ماست كه يك نفر عادل دانشمند دلسوز ملت، متعهد به اسلام و احكام اسلام، متعهد به اينكه ديكتاتورى فسق است، ديكتاتورى ظلم است، يك همچو آدمى را ما حاكم كرده باشيم بر اين ملت. خدمت كردهايم. لكن براى خاطر اينهايى كه ايراد مىگيرند، ما همان طور كه آنها دمكراسى دلشان مىخواست، اين اسم را خيلى دوست داشتند، ما يكدفعه آن طور كرديم؛ يكدفعه بالاتر از او. ديگر چه ديكتاتورى در كار هست؟ بنا بر اين، مسأله اين است كه به حسب قانون اساسى، به فقيه يك اختياراتى دادند براى جلوگيرى از ديكتاتورى؛ براى جلوگيرى از اينكه كسى باشد و مملكت را دوباره به هم بزند و باز همان [كار] را بكند. لازم بود كه فقيه باشد. هر قضيهاى را كه مردم قبولش دارند. بسيار خوب، اين هم قضيهاى است كه رأى مردم است، مردمى است. اگر مردم همهشان يك كسى را گفتند تو اين كاره باش، اين ديكتاتورى است! اما اگر همه مردم گفتند باش، تو گفتى كه نبايد باشى، اين ديكتاتورى نيست! همه ملت اين را مىگويند، تو مىگويى نه اين نبايد باشد! ديكتاتورى نيست؟ همه ملت مىگويند اين ديكتاتورى است. اگر يك همچو چيزى هم نبود، باز خبرگان را تعيين مىكنند. و اين هم كه ديكتاتورى نيست. خبرگان مىآيند يك اشخاصى را كه دلسوزند براى ملت، فقيهاند، عادلند، صحيح العملند، خيانت به اين ملت نمىكنند، اينها را تعيين مىكنند. اينها كه نمىخواهند بروند خودشان آنجا مشق بدهند، يا مشق نمىكنند، اينها را تعيين مىكنند. اينها كه نمىخواهند بروند خودشان آنجا مشق بدهند، يا مشق بكنند در ارتش! نمىخواهند كه يك حكومت جائر