آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤
که گاهی میگویید : «البته پیغمبر، مرد امین و درستی است و ما او را میشناسیم ولی او اختلال دارد و مجنون است»؟! این که اینها پیغمبر را رمی به جنون میکردند بیشتر از این جهت بود که معتقد بودند علت جنون، جن زدگی است[١] و گاهی مجنونها به علت این که جن در آنها حلول کرده کارهای خارقالعاده انجام میدهند.
وَ لَقَدْ رَءاهُ بِالاُْفُقِ الْـمُبینِ. و او آن رسول کریم را در یک کرانه خیلی روشن در آن اولین بار مشاهده کرد. وَ ما هُوَ عَلَی الْغَیبِ بِضَنینٍ. و او بر غیب، بخیل نیست. (این «او» ممکن است به حضرت رسول برگردد و ممکن است به جبرئیل برگردد. در هر دو صورت، معنی درست است. ولی اغلب مفسرین ضمیر «او» را به حضرت رسول برگرداندهاند.) مقصود این است که آنچه که از غیب بر او ارائه شده است، او واسطهای است برای این که به مردم ابلاغ کند، پیش خودش نگه نمیدارد و بخل نمیورزد.
وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَیطانٍ رَجیمٍ. ]این قرآن گفتار شیطان نیست.[ چون آنها به این مقدار اعتراف داشتند که آیات قرآن از قدرت بشری ساخته نیست، لذا میگفتند: پس القاء شیطان است. فَأینَ تَذْهَبونَ. کجا میروید؟! کجا میبرند شما را؟! چه فکر میکنید؟! چه خیال میکنید؟! اِنْ هُوَ اِلّا ذِکرٌ لِلْعالَمینَ. قرآن جز این که مایه بیداری و تنبّه برای همه جهانیان باشد چیزی نیست. این آیه، استدلالی است برای: وَ ما صاحِبُکمْ بِمَجْنونٍ و همچنین استدلالی است برای: وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَیطانٍ رَجیمٍ. این استدلال به این صورت است که شما میگویید: «شاید در او جن حلول کرده و دیوانه شده است و در اثر دیوانگی و جنون و حلول جن چنین حرفهایی میزند
[١] . به همين خاطر به ]فرد مختل[ میگفتند مجنون.