آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨
میخورد گوشت برادر مردهاش است، با حال نفرت این گوشت را میخورد. غیبت برای انسان چنین حالتی دارد. شخصی که غیبت میکند مثل گرسنه قحطیزدهای است که از شدت گرسنگی به صورت درندهای درآمده و گوشت برادر مردهاش را میخورد و لذت ظاهری میبرد ولی در عین حال آن نفرت معنوی هم سر جای خودش هست؛ هم لذت میبرد و هم نفرت دارد؛ لذت میبرد از جنبه خوی حیوانی و ملَکات بدی که پیدا کرده، و نفرت دارد چون هر چه هست انسان است و فطرت انسانیاش از این کار تنفر دارد. پس، از این جهت که گناهان، مورد تنفر فطرت انسان است قرآن از آنها تعبیر به «اثم» کرده.
در موارد دیگری برای عمل بد، تعبیر «وِزْر» بهکار رفته (وزر یعنی بار سنگین) که این هم تعبیر عجیبی است. واقعا گناه روح انسان را سنگین میکند و مثل این است که بار سنگینی روی دوش او بگذارند، بر خلاف اطاعت که مثل این است که باری را از روی دوش انسان بردارند و بلکه ویتامینی به انسان بدهند که او را سبکبار و سبکبال کند.
و در موارد دیگری تعبیر «فُجور» به کار رفته است[١] . (فجور یعنی منفجر شدن و منخرق شدن[٢] .) قرآن از گناهان تعبیر به «فجور» میکند. کأنـّه وقتی انسان گناه میکند یک حالت انفجار و پارگی و از همدریدگی پیدا کرده است. من این تعبیر را خیلی سابق در حرفهای امروزیها دیدهام[٣] . در بعضی کتابهای روانشناسی خواندم که نوشته بود: کار بد معمولا برای انسان انفجار است. اگر انسان خودش را چنان تربیت کند که انرژیاش صرف کار خوب شود و فکرش و عملش متوجه کار خوب
[١] . ]اين تعبير به آيه مورد بحث مربوط است.[
[٢] . مثل كيسهای كه به خاطر فشار بار سنگينی كه داخلش میگذارند، پاره شود.
[٣] . قبل از اينكه در آيات قرآن به اين تعبير توجه داشته باشم.