آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
اِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ. آنگاه که آسمان شکافته شود و انشقاق پیدا کند و عالم خراب شود. وَ اَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ. جمله اَذِنَتْ لِرَبِّها را در اینجا به دو صورتِ نزدیک به هم معنی کردهاند. «اَذِنَ لَهُ» یک معنایش ـ که ظاهرا در اینجا به همین معناست ـ این است: «گوش داد به او» به معنی اینکه سخنش را شنید و پذیرفت. معنی دیگر «اَذِنَ لَهُ»، «اجازه داد» است، که در این صورت معنی آیه چنین میشود: آسمان به پروردگار خودش اجازه داد، یعنی برای پذیرش فرمان پروردگار آماده شد. این معنی به نظر من بعید میآید چون خلاف تأدبی است که در قرآن سراغ داریم و بعید است قرآن درباره یک مخلوقی راجع به خالقش این طور تعبیر کند. اکثر مفسرین اَذِنَتْ لِرَبِّها را به معنی «سخن پروردگار خود را گوش کرد» گرفتهاند.
وَ حُقَّتْ[١] ـ که در اینجا به صورت مجهول آمده است ـ افاده این معنی را میکند: و سزاوار چنین کاری قرار داده شده است؛ یعنی آسمان فرمان پروردگارش به انشقاق را میپذیرد و برای این پذیرش سزاوار قرار داده شده است.
[١] . «يحقّ» يعنی سزاوار است و «حقيق» يعنی سزاوار. در قرآن میفرمايد: حَقيقٌ عَلَی اَنْ لا اَقولَ عَلَی اللهِ اِلاَّالْحَقَّ(اعراف / ١٠٥). اين شعر هم در نصاب است :حَقيق و جَدير و قَمين و حَریسزاوارها گير و اُدْخُلْ درآیاين شعر را دو جور میشود خواند: يكی اينكه «ها»، «ها»ی جمع و متصل به «سزاوار» باشد؛ يعنی حقيق و جديرو قمين و حری همه اينها به معنی سزاوارند. ديگر اين كه «ها» جدای از «سزاوار» باشد؛ يعنی «ها» به معنی«گير» يعنی بگير (خُذْ) است. ]در اين صورت معنی شعر چنين میشود: كلمات حقيق و جدير و قمين و حری بهمعنی سزاوار است، «ها» به معنی بگير و «اُدخل» به معنی درآی است.[