آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
بهانهای بشود برای گریز از عمل، فورا به این مستمسکها ـ با اینکه اساسی هم ندارد ـ میچسبد.
گریز از ایمان و گریز از عمل
دو سه سال پیش در جایی چند شب راجع به گریز از ایمان و گریز از عمل صحبت کردم. مقصود از گریز از ایمان آن بود که چه چیزهایی سبب شده است که بشر چیز دیگری را به جای ایمان قرار بدهد[١] . در اینجا همان مسئله دوم یعنی مسئله گریز از عمل مطرح است. خیلی وقتها چیزهایی سبب میشود که بشر خودش را از تعهد به عمل مستخلَص بپندارد و از زیر بار سنگینی عمل فرار کند و چیزی غیر از عمل را به جای عمل بگذارد، که این هم خیلی زیاد مصداق دارد و اگر نگوییم زیادتر، لااقل برابر گریز از ایمان مصداق دارد. البته واضح است که اگر انسان بخواهد خودش را فریب دهد، خود فریبی هم یک منطقی دارد؛ این امکان ندارد که همین طور ]بدون منطق [بگوییم : «قرآن میگوید عمل کن، ولی تو عمل نکن.» انسان موقعی فریب میخورد که ارزش دیگری را به جای ارزش عمل میگذارد؛ بیارزشی هیچوقت جانشین ارزش نمیشود، بلکه یک ارزش، به غلط جای ارزش دیگر را پر میکند. قهرا این گونه مسائل، یعنی مسائلی که بهانه میشود برای گریز از عمل، شانس زیادی برای قبول و پیرو پیدا کردن دارند.
اینجا که قرآن میفرماید: یا اَیهَا الاِْنْسانُ ما غَرَّک بِرَبِّک الْکریمِ «ای
[١] . مثل آنچه كه در دنيای امروز ـ مخصوصا در اروپا ـ میبينيم كه میخواستند علم را به عنوان گريزگاهی ازايمان قرار بدهند و اين در قرنهای هفدهم و هجدهم خيلی پيرو داشت، ولی بعد شكست خورد و معلوم شد كهعلم نمیتواند جانشين ايمان بشود. بعد، مكتبها و فلسفهها و فلسفههای اجتماعی و اين ايسمها پيدا شد كهبيايند و جای ايمان را برای بشر بگيرند. (اينجا اين بحث را نمیخواهم مطرح كنم.)