آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
شود؟! یا باید باعث شود که تو بفهمی دستورهایی هم که به تو میدهد به مقتضای کرم اوست و اگر به این دستورها عمل کنی به کرم او چنگ زدهای.
در اینجا لحن آیات تغییر میکند، میفرماید: کلّا بَلْ تُکذِّبونَ بِالدّینِ. یعنی حقیقت این است که شما در عمق دلتان روز قیامت را باور ندارید و این در واقع غرور نیست بلکه ناباوری است. گاهی انسان قیامت را باور دارد و در عمق دلش تکذیب نمیکند و مع ذلک دچار غرور شده و میگوید خدا کریم است، ولی گاهی اگر عمق این حرف را بشکافی میبینی که در واقع ایمان درستی به قیامت ندارد.
حکایت ابنسینا و ابوسعید ابوالخیر
وقتی سلطان محمود خواست بوعلی سینا را به غزنین[١] نزد خودش ببرد، امیر سامانی که در ماوراءالنهر بود محرمانه به بوعلی سینا گفت که سلطان محمود تو و چند نفر دیگر را از من میخواهد، اگر تو نمیخواهی به غزنین نزد او بروی، قبل از این که قضیه علنی بشود، فرار کن. بوعلی هم مخفیانه به نیشابور رفت. در نیشابور در جلسه موعظه ابوسعید ابوالخیر که از اکابر عرفاست حاضر شد. در آن جلسه ابوسعید همین مسئله را طرح کرده بود و در همین زمینه موعظه و نصیحت میکرد که کرم الهی نباید موجب غرور انسان شود و انسان نباید عفو خدا و کرم خدا را بهانه ترک اصلاح خودش و ترک تهذیب نفس و عمل صالح و بهانه برای گناه کردن قرار دهد. بوعلی که در آنوقت جوان بود و مغرور، همان جا یک رباعی ساخت (خیلی هم شیرین ساخته) و در حضور ابوسعید خواند.
[١] . در افغانستان.