آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
عقل و معنی هستند.» این خیلی خوب است که کسی دارای غربال روحی و فکری باشد تا هرچه را که وارد روحش میشود غربال کند، بدش را دور بریزد و خوبش را نگه دارد. برای چنین کسی جایز است که هر کتابی را که میخواهد، بخواند و هر سخنی را که میخواهد، بشنود. اما اکثریت مردم این گونه نیستند[١] یعنی غربال تفکر ندارند و مثل بچه کوچک هرچه را که بشنوند، همه را یکجا میبلعند[٢] . اکثریت مردم بدون این که قدرت تجزیه و تحلیل داشته باشند مجذوب یک سلسله افکار و اندیشهها میشوند؛ یعنی طبیعت جذب میکند بدون این که بتواند غربال کند. معلوم است که اگر در جامعهای به طور عموم، هر فکر و اندیشه و سخنی آزاد باشد و در اختیار مردمی قرار بگیرد که هیچ قدرت غربال کردنی ندارند، مردم این جامعه حتی یک فکر صحیح نخواهند داشت. این بر عهده رهبران جامعه است که با کمال حسن نیت، افکار و اندیشهها و سخنها را اول غربال کنند ]و بعد در اختیار عموم قرار دهند[٣] .[ پس غربال کردن افکار و اندیشهها با اصل آزادی
تفکر منافات ندارد؛ اصلا تفکر یعنی قدرت غربال کردن و تمیز دادن درست از نادرست و وقتی انسانی قدرت تمیز و تشخیص درست از نادرست را نداشته باشد اصلا تفکر ندارد، کار او جذب است نه تفکر.
[١] . كاری به افراد اقليت استثنايی نداريم.
[٢] . وقتی به يك آدم بزرگ يك ماهی به صورت غذا بدهيد، كاملا آن را باز میكند و تيغها و استخوانهای نرمی راكه در گلو گير میكند، جدا میكند و گوشتش را میخورد. اما اگر همان ماهی را به بچهای كه تازه غذاخور شدهاست بدهيد، هنوز سه لقمهاش را نخورده كه فريادش بلند میشود. بعد میبينيد كه استخوان ماهی در گلويشگير كرده و بايد با عمل جراحی آن را خارج كنند.
[٣] . مثل پدر يا مادری كه استخوانها و تيغهای ماهی را جدا میكند و بعد گوشتش را در اختيار بچه میگذارد.