آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْک فَلا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْی نَزَل
لَسْتُ مِنْ خِنْدِفَ اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ مِنْ بَنی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَل[١]
یزید با این شعرها اقرار به کفر کرد[٢] . حضرت زینب (سلام الله علیها) وقتی جوابش را داد، از جمله این آیه را خواند. یعنی تو باید هم این حرفها را بزنی. این زبان، زبانِ آن همه گناهان و فسق و فجورهایی است که مرتکب شدهای. آدمی مثل تو غیر از این، پایان و سرنوشتی ندارد. و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین.
باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله...
پروردگارا دلهای ما به نور ایمان منوّر بگردان. دلهای ما را از زنگار معاصی به لطف خودت پاک بفرما. توفیق توبه و شستشوی روح و قلب و دل به همه ما کرامت کن.
پروردگارا به ما توفیق عنایت بفرما که وظیفه خود را بدون کم و کاست و کمفروشی انجام بدهیم.
پروردگارا انوار محبت و معرفت خودت و اولیای خودت را در دل ما بتابان.
پروردگارا اموات ما مشمول عنایت و مغفرت خودت قرار بده.
[١] . ]ترجمه: هاشم با سطلنت و پادشاهی بازی كرد، پس نه خبری آمده و نه وحيی نازل شده است. من ازفرزندان خندف نيستم اگر از اولاد احمد انتقام آنچه را انجام دادند نگيرم.[
[٢] . در جنگ بدر پيغمبر اكرم با قريش جنگيد و قريش شكست خوردند. بعد جنگ احد پيش آمد. در جنگ احددر اثر غفلت آن رُمات (تيراندازان) يك شكست ابتدايی نصيب مسلمانان شد كه شصت هفتاد نفر از آنها كشتهشدند. مردی از كفار قريش كه شاعر هم هست به نام عبدالله بن زِبَعْری، در آنجا شعرهايی عليه مسلمين و به نفعكفار گفته بود. يزيد همان شعرها را تكرار كرد به علاوه چند شعر كه خودش اضافه كرد.