آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
دیگری را نمیشناسد. انسان چهل پنجاه سال شب و روز با یک نفر زندگی میکند و بعد از این مدت چیزی در او میبیند که میگوید: من این آدم را نمیشناختم؛ این برای این است که ما ظاهر یکدیگر را میبینیم. ولی در قیامت همه چیز آشکار است و نهانی وجود ندارد؛ نیتها و عقاید در آنجا آشکار است، خویها و ملکات اخلاقی آشکار است، اعمال و هدفها آشکار است. در اینجا غیر از خدا چه کسی میداند که فلان انسان در خفا عملش چیست، آیا گناه میکند یا نه، واجبات الهی را انجام میدهد یا نه، با چه قصد و نیتی اعمالش را انجام میدهد؛ همه از یکدیگر پوشیده هستیم و حکم به ظاهر میکنیم. ولی در آن روز شما من را با هرچه در درون و باطن دارم میبینید و وقتی که دیدید آنچه از من آشکار شده با آنچه در دنیا درباره من میپنداشتید متفاوت است، این چقدر برای من موجب سرافکندگی و خجالت است! در آنجا هر کسی در مقابل دیگری همین گونه است. خلاصه این پردههایی که امروز افتاده است، در آن روز همه برداشته میشوند و همه باطنها را میبینند.
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ. در آن روز انسان نه خودش نیرویی دارد که بخواهد خودش را از این وضع نجات دهد و نه دیگری میتواند به کمک او بیاید؛ خودش هست و واقعیت خودش و عمل خودش و چارهای هم ندارد.
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ. سوگند به آسمانِ صاحب برگرداندن. مفسرین در مورد این آیه احتمالاتی دادهاند. به نظر من با توجه به تفسیری که در مورد آیات ابتدایی سوره کردیم معنی این آیه خیلی واضح و روشن است. «رَجْع» در اینجا اشاره است به همان «طارق» و «نجم ثاقب». از آن جهت که فرمود: خداوند بر رجع و برگرداندن انسان قادر است، در اینجا که دوباره قسم میخورد، همان وَ السَّماءِ وَ الطّارِقِ را به صورتِ وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ذکر میکند. یعنی سوگند به آسمانِ صاحب برگرداندن،