آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
نقطه مقابل «سجّین» که مفهوم زندان و محدودیت و محبوسیت دارد، «علّیون» است. «عِلّیون» جمع «عِلّی» است. (البته اصطلاحا به آن شبه جمع میگویند.) «عِلّی» که از ماده «علوّ» گرفته شده، مثل «سجّین» بر وزن «فِعّیل» است که به اصطلاح علمای صرف صیغه مبالغه است و افاده مبالغه میکند. بنابراین «عِلّی» یعنی آن بالای بالا[١] .
معنی «کتاب فجّار» و «کتاب ابرار»
مفسرین در مورد معنی «کتاب فجّار در سجّین است» و «کتاب ابرار در علّیین است» نظریات مختلفی دارند که وقتی خوب دقت کنیم شاید بتوانیم همه آنها را به یک نظر برگردانیم، مخصوصا با توجه به روایاتی که در این زمینه آمده است. مفسرین این را قبول کردهاند که «کتاب» یعنی «مکتوب»[٢] . سؤال این است که آن کتابی که مربوط به اینهاست چه کتابی است؟ آیا کتابی است که اینها نوشتهاند یا کتابی است که خدا نوشته است؟ ]جواب این است که[ ایندو، یعنی کتابی که خودشان نوشتهاند و کتابی که خدا نوشته (سرنوشت اینها)، در واقع به یک چیز برمیگردد و آن همان کتاب اعمال است؛ یعنی مقصود، خود اعمال است نه چیز دیگر، با توجه به این که این تعبیر در مورد اعمال زیاد آمده است که هر عملی که انسان انجام میدهد به منزله نقشی است که در وجود خودش یا توابع وجود خودش ایجاد میکند؛ یعنی هر عملی یک کتابت و نوشتن است و با هر کاری
[١] . اينها كه در بالا هستند از اين جهت است كه برايشان مانع و حجابی نيست و تقرب جستهاند. قهرا از اينجافهميده میشود كه در «سجّين» مفهوم «سِفْل» هم هست؛ يعنی آن زندانها را بايد جاهای پستِ تنزل يافتهدانست.
[٢] . اين كه ما به كتاب میگوييم «كتاب»، مقصودمان «مكتوب» است. اصل «كتاب» به معنی «نوشتن» است ولیما معمولا به «نوشته» میگوييم «كتاب». خود قرآن هم معمولا هر جا میگويد «كتاب»، مقصود «نوشته» است.مثلا به نامه حضرت سليمان كه «نوشته» است فرموده «كتاب»: قالَتْ يا اَيُّهَا الْمَلاَُ اِنّی اُلْقِی اِلَی كِتابٌ كَريمٌ. اِنَّهُمِنْ سُلَيْمانَ وَ اِنَّهُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (نمل / ٢٩ و ٣٠).