آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤
قرآن نقل کرده، میگفتند: «این افراد مردمان پستی هستند (پستی از نظر شأن)، مثلا از طبقه غلامان و نوکرها هستند، از طبقه فقرا و محرومها هستند، یک آدم حسابی در اینها پیدا نمیشود!» انسان باید خودش را ببرد در آن زمان با فکرهایی که مردم آن زمان داشتند.
و لهذا قرآن به شدت با این فکر مبارزه میکند. گاهی میآمدند و به رسول اکرم میگفتند : شرط این که ما اسلام بیاوریم این است که اینها را از خودت دور کنی! که قرآن فرمود: وَ لا تَطْرُدِ الَّذینَ یدْعونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدوةِ وَ الْعَشِی یریدونَ وَجْهَهُ[١] . البته این که قرآن نهی میکند، به این معنی نیست که پیغمبر اکرم این گونه عمل میکرد ]و این طبقه را از خود دور میکرد. [پیغمبر اکرم هرگز چنین نمیکرد. ولی قرآن مطلب را روشن میکند که هرگز این مردمی را که خدای خودشان را میشناسند و صبح و شام او را میخوانند از خودت طرد و دور نکن.
و باز روی همین جهت است که میگویند[٢] : پیغمبر اکرم در سالهای اول بعثت (قبل از سال پنجم بعثت) میفرمود: «خدایا اسلام را تقویت کن به دو نفر». چرا این دو نفر؟ برای این که اینها از اشراف و شخصیتها بودند، وقتی که اینها اسلام میآوردند دیگران میگفتند: «عجب! پس این آدمهای اسم و رسمدار هم آمدند» یعنی یک چیزی که به عنوان مانع شمرده میشد (مسلمان شدن افراد پایین از نظر آنها) برطرف میشد.
شأن نزول سوره
قضیه ـ به مقداری که نقل کردهاند ـ این است: روزی عدهای از اغنیا و
[١] . انعام / ٥٢ .
[٢] . البته من صد درصد نمیدانم كه اين مطلب راست است يا نه، يعنی آيا شيعه هم نقل كرده يا نه، و اگر نقل كرده،معنايش همين است يانه؟