آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
بسنجیم، آیات مکی بیشتر از آیات مدنی مسائل اصول عقاید از قبیل توحید و معاد را مطرح کرده است.
فَلا اُقْسِمُ بِالْـخُنَّسِ. الْجَوارِ الْکنَّسِ. وَ اللَّیلِ اِذا عَسْعَسَ. وَ الصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ. اِنَّهُ لَقَوْلُ رَسولٍ کریمٍ. ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکینٍ. مُطاعٍ ثَمَّ اَمینٍ.
قبلا عرض کردهایم که معنی تحتاللفظی «لا اُقْسِمُ» این است که «قسم نمیخورم» ولی در واقع، گفتن این کلمه نوعی قسم خوردن است. امروز به این صورت عرض میکنم که به نظر میرسد[١] که معمولا این گونه «لا اُقْسِمُ»ها در جایی گفته میشود که مخاطب، مخالفینی هستند که اگر معاند نبودند بدون قسم هم این حرفها را قبول میکردند. پس وقتی میگوید «لا اُقْسِمُ» کأ نّه معنا چنین میشود: «من برای شما به چه چیزی قسم بخورم؟!» وقتی که مخاطب، آدمی است که به چیزی اعتقاد و باور ندارد، کأ نّه انسان به او میگوید: «تو اگر آدم درست و با ایمانی بودی من به خدا قسم میخوردم، اما با تو به چه چیزی قسم بخورم؟!»
فَلا اُقْسِمُ بِالْـخُنَّسِ. الْجَوارِ الْکنَّسِ. من قسم نمیخورم به این رجوع کنندگان و جریان پیداکنندگان و پنهان شوندگان (یعنی به ستارگان). بارها گفتهایم که قرآن، مخلوقات را بالخصوص، همیشه مورد قسم قرار میدهد. اینجا هم که میگوید «قسم نمیخورم» یعنی اینها قابل قسم خوردن هستند ولی شما قابل این نیستید که من با شما به این واقعیات و حقایق و مخلوقات خدا قسم بخورم. وَ اللَّیلِ اِذا عَسْعَسَ. و
[١] . چنان كه بعضی از مفسرين هم گفتهاند.