آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
پیغمبر آنها را چون غنی و ثروتمند و از رؤسا بودند مقدّم میداشت و اهمیت برایشان قائل بود، بلکه ـ همان طور که در هفته پیش عرض کردیم ـ مردم عرب به طور کلی مردمی بودند که کورکورانه تابع رؤسای خودشان بودند و وقتی اکابر قریش مخالفت میکردند، نه تنها خودشان ایمان نمیآوردند بلکه سدّی بودند برای ایمان دیگران[١] ؛ یعنی از نظر هدف کلی پیغمبر اکرم، تسلیم شدن اینها در مقابل اسلام برابر بود با تسلیم شدن دهها هزار نفر و به معنی برداشته شدن مانعها بود. چرا بعد از فتح مکه مردم عرب فوج فوج ایمان آوردند (اِذا جاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الفَتْحُ. وَ رَأیتَ النّاسَ یدْخُلونَ فی دینِ اللهِ اَفْواجا)[٢] ولی قبل از آن ایمان نمیآوردند؟ چون تمام چشمها در جزیرةالعرب به مکه دوخته شده بود. اگر مکه تسلیم شود تسلیمند و اگر تسلیم نشود تسلیم نیستند. (در آخر هم مکه با نیمه زور و نیمه رضا تسلیم شد.) تا مکه تسلیم شد، تمام جزیرةالعرب فوج فوج میآمدند و ایمان میآوردند. پیغمبر اکرم میخواست مکه قبل از اینها، در وقتی که خودش در مکه بود، تسلیم شود. اگر همان روز مکه تسلیم شده بود، همان روز تمام جزیرةالعرب مسلمان شده بود و چقدر راه پیغمبر نزدیک میشد. خلاصه این که، اینها که خوی جاهلیت و گند جاهلیت در دِماغشان بود[٣] (چون هنوز مسلمان نشده بودند) هیچ وقت حاضر نمیشدند فقیری، کوری یا شلی را در مجلسشان راه بدهند. آمدن عبدالله بن امّ مکتوم به این جلسه در خلال مذاکرات و در یک وضع
[١] . مثل اين كه بخواهند آبی را جاری كنند و يك ديوار جلو منبع آب را گرفته باشد؛ وقتی كه اين ديوار را خرابكنند آب فوران میكند.
[٢] . نصر / ١ و ٢.
[٣] . انسان مجسم كند كه پيغمبر اكرم با چه چهره متواضعانهای آنجا نشسته بوده است (دأب ايشان در مقابل همهمردم اين گونه بود؛ هيچ وقت قيافه متكبرانه به خودش نمیگرفت) و اين سران قريش چقدر متكبرانه نشستهبودهاند.