آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
ناراحتی کند. این میرساند که قرآن تا چه قدر احترام برای مؤمن قائل است! و هر اندازه آن مؤمن در جامعه بیشتر تحقیر شود، بیشتر مورد احترام قرآن است. قرآن در اینجا میگوید: اصلا برای این اشراف اینقدر اهمیت هم قائل نشو. اینجا که تو این برنامه را برای هدایت اینها طرح کردهای، همین که این کور میآید و میگوید: قرآن به من تعلیم کن، تو آن برنامه را بهم بریز و مشغول کار این شو. (آیات بعد را بعدا میخوانیم که: کلّا اِنَّها تَذْکرَةٌ. فَمَنْ شاءَ ذَکرَهُ. قرآن تذکر است. هرکه دلش میخواهد، بیدار شود و هرکه دلش نمیخواهد، بیدار نشود) این یک نوع تأدیب تربیتی و تأدیب تبلیغی است. پیغمبر خودش میفرمود: اَدَّبَنی رَبّی فَاَحْسَنَ تَأْدیبی. پروردگارم همیشه من را ادب کرده و من را خوب ادب کرده.
اگر مطلب را به این شکل بگوییم ـ که بدون شک به همین شکل هم هست ـ قضیه حالت ترک اولی پیدا میکند. حال اگر فرض کنیم آن روایت امام صادق هم نمیبود و ما موضوع را در این شکلی که الآن من طرح کردم به حضرت رسول نسبت دهیم، خلافی را به حضرت نسبت ندادهایم، بلکه ترک اولایی را نسبت دادهایم.
عتابهای قرآن نسبت به پیغمبر اکرم
در قرآن، عتاب نسبت به پیغمبر زیاد داریم و قرآن مکرّر پیغمبر را مورد عتاب قرار میدهد. در سوره تحریم خواندیم: یا اَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ ما اَحَلَّ اللهُ لَک تَبْتَغی مَرْضاتَ اَزْواجِک.[١] ای پیامبر چرا آن چیزی را که خدا بر تو حلال کرده، حرام کردی؟! به خاطر این که زنهای تو روی تو فشار آورده بودند و تو میخواستی دل اینها را به دست آوری[٢] .
[١] . تحريم / ١.
[٢] . ظاهرا پيغمبر اكرم عسلی خورده بود، همسرانش گفتند كه زنبور عسل از فلان گياه خورده و اين عسل بوی آنرا میدهد. پيغمبر فرمود: من ديگر عسل نخواهم خورد. قرآن ملامتش میكند و میگويد: چرا چنين میگويی؟!