آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨
دستور بدهد؟! ثانیا ایشان[١] آیات زیادی از قرآن میآورند که در آنها به پیغمبر دستور رسیده که نسبت به مؤمنین خفض جناح کن: وَ اخْفِضْ جَناحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْـمُؤْمِنینَ[٢] و ثابت میکنند که بعضی از این آیات قبل از آیه عبس نازل شده. پس این گونه هم نیست که قبل از این قضیه در این موضوع دستوری نرسیده باشد. مخصوصا آنجا که خدا در سوره قلم (که میگویند دومین سورهای است که نازل شده است) خطاب به پیغمبر میفرماید: وَ اِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ[٣] تو الآن آن عالیترین اخلاقهایی که یک انسان باید داشته باشد، داری.
بنابراین، دیگر نمیتواند یک چنین نقطه ضعفی ]یعنی رو ترش کردن در مقابل اعمی و فقیر[ وجود داشته باشد، که بعد با آیه قرآن این نقطه ضعف اصلاح شده باشد. و علاوه بر اینها ما در این مورد روایت داریم و روایت برای این که مفسّر آیه باشد کافی است. آیه هیچ تصریحی ندارد، چون نفرمود: «عَبَسْتَ وَ تَوَلَّیتَ» تو عبوس کردی و تو اعراض کردی، بلکه به صورت غیاب فرموده : عَبَسَ وَ تَوَلّی رو ترش کرد و پشت کرد و روبرگرداند. یعنی خودِ آن عملِ نامطلوب را ذکر میکند، به صورت غیاب نه به صورت خطاب. ولی بعد که مسئله عتاب از بین میرود، مسئله دیگر را به صورت خطاب میگوید: وَ ما یدْریک لَعَلَّهُ یزَّکی. اَوْ یذَّکرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکری.
این کلماتِ ما اَدْریک و ما یدْریک کلماتی هستند که در قرآن زیاد استعمال میشوند: وَ ما اَدْریک ما لَیلَةُ الْقَدْرِ[٤] تو چه میدانی که لیلة القدر چیست! این که میگویند اینها صیغه تعجباند، مقصود این نیست که آیا
[١] . ]علامه طباطبايی[
[٢] . شعراء / ٢١٥.
[٣] . قلم / ٤.
[٤] . قدر / ٢ .