آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
وقت میگویند: «فلان کس آدم صادقی است» یعنی آدم راستگویی است، و یک وقت میگویند: «آدم صِدّیقی است» یعنی مجسمه صدق و راستی است. «سجّین» به آن زندانی میگویند که خیلی در زندان بودن، شدید است. آنچه که مقوّم مفهوم زندان است محبوس بودن است. زندانی را از آن جهت که در محیطی محبوس است[١] ، زندانی میگویند. زندان یعنی محوطه محدودی که کسی را در آنجا قرار دادهاند که به
واسطه حجابی که دورش است نمیتواند از آنجا بیرون بیاید. آن زندانی که در زندان بودن فوقالعاده شدید باشد[٢] محوطه خیلی وسیع و بزرگی است که در داخل آن محوطه دیگری است و باز در داخل آن محوطه، محوطههای دیگری است و خدا میداند چند محوطه به این صورت وجود دارد، به طوری که اگر شخص زندانی یکی از این دیوارها را خراب کند و از یکی از این محوطهها بیرون بیاید، باز در محوطه دیگری گرفتار است و برای چنین زندانیای اصلا امید بیرون آمدن از این زندان نیست.
حال، نکته اساسی این است که همینهایی که خدای متعال میفرماید: «در سجّین هستند و کتابشان در سجّین است» در باره آنها میفرماید: کلّا اِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یوْمَئِذٍ لَ مَحْجوبونَ. «این سجّینیها در آن روز از پروردگارشان در حجابند.» آن حجابی که مانع اینهاست که خدای خودشان را ببینند و با خدای خودشان آشنایی داشته باشند، همانی است که برای اینها زندان شده؛ زندانِ[٣] اینها و آن حجاب[٤] ، هردو یکی است.
[١] . مثلا در محيطی است كه دور و برش را ديوارهای بلندی گرفته است كه نمیتواند از آن بيرون برود.
[٢] . مثل جايی كه برای زندانيهايی كه جرمشان خيلی سنگين است ]در نظر میگيرند.[
[٣] . اين زندان، آزادی واقعی انسان را میگيرد. انسان بايد به سوی پروردگار خودش پرواز كند. حال اگر انسان درزندانی قرار بگيرد كه بين او و پروردگارش حجابها و ديوارهای خيلی ضخيمی واقع شود، ديگر اصلا اميدِ اينكه به خدای خودش نزديك شود، در او نيست.
[٤] . منتها گاهی انسان در يك حجاب نازكی است كه قابل دريدن و پارهكردن است و گاهی در حجابی است كهمثل پيله ابريشم است و ديگر اصلا قدرت بيرون آمدن ندارد.