آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
علیه انسانی توطئه میکند. امیرالمؤمنین اصرار دارد که معنای دار الغرور بودن دنیا این است.
بعد میفرماید: وَ لَرُبَّ ناصِحٍ لَها عِنْدَک مُتَّهَمٌ وَ صادِقٍ مِنْ خَبَرِها مُکذَّبٌ. چقدر فراوان، دنیا ناصحها و اندرزگوها و پنددهندهها پیش تو فرستاد که تو را پند و اندرز دهند، ولی تو اندرزگو و ناصح را متهم کردی. مثل این که کسی از روی کمال خلوص نیت به انسان بگوید: «من فلان کار را مصلحت نمیدانم، این کار را نکنید» و یا «فلان کار را بکنید، خیر شماست» بعد انسان او را متهم کند که نه، قضیه این طور نیست که تو میگویی. امیرالمؤمنین میفرماید: دنیا برای تو مرتب ناصح میفرستد ولی تو ناصحها را متهم میکنی. بعض از افراد واقعیتها را آنچنان که هست قبول میکنند و همین ناصحها و اندرزگوهای دنیا را که امیرالمؤمنین میفرماید، واقعا به عنوان یک اندرزگو میپذیرند، ولی غالبا انسان به نحوی توجیه و تأویل میکند. مثلا اگر به یک نفر از ما بگویند: چرا دندانهایت افتاده[١] ، غالبا واقعیت را قبول نمیکنیم، در حالی که اصل مطلب این است که این دارد خبر ]از پیری [میدهد[٢] .
یک رباعی در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علی (ع) هست که خیلی زیباست. بیت دومش یادم هست، میفرماید:
بِلالُ الشَّیبِ فی فَوْدَیک نادی بِاَعْلَی الصَّوْتِ حَی عَلَی الذَّهابِ[٣]
[١] . مثل دندانهای خودم كه الان از قسمت پايين ديگر چيزی باقی نمانده. البته اين، علت خاصی هم داشته، چونمن در جوانی خيلی پسته يا بادام شكستهام، والّا دندانهای ما كه نبايد حالا افتاده باشد.
[٢] . ممكن است بعضی مواظبت نكردنها هم چند صباحی تسريع كرده باشد.
[٣] . ]بيت اول اين رباعی اين است :اِلی مَ تَجُرُّ اَذْيالَ التَّصابیمَشيبُكَ قَدْ نَضا بُـرْدَ الشَّبـابِتا كی دست از كودكی بر نداری؟ موی سپيد جامه جوانی از تنت بدر آورده.[