آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!» معلوم است که قرآن در مقام تعرض است و میخواهد بگوید که پروردگار کریم نباید مایه غرور و مایه گریز از عمل و انجام وظیفه شود؛ چون بعد هم که میفرماید: اَلَّذی خَلَقَک فَسَوّیک فَعَدَلَک. فی اَی صورَةٍ ما شاءَ رَکبَک[١] اینها را به این عنوان بیان میکند که ببین خدای کریم چه امکاناتی در اختیار تو قرار داده است! آیا جای غرور و غفلت است یا جای استفاده کردن؟!
عدهای گفتهاند: میدانید چرا قرآن این طور حرف زده؟ قرآن میخواسته عذر بشر را به دهانش بگذارد؛ یعنی خدا میخواسته جواب این سؤال را در ضمن سؤال به بشر یاد داده باشد و خود خدا در این میان محکوم شود (تقریبا به چنین عبارتی این مطلب را میگویند) مثل چیزی که متصوفه نقل میکنند که فلان عارف در کنار دجله نشسته بود و حالت خلسهای به او دست داد، از باطنش ندایی شنید که خدا به او گفت: میخواهی آنچه را که فکر میکنی (ظاهرا مقصود آن افکاری است که مردم نمیتوانند قبول کنند و بپذیرند) به مردم بگویم تا مردم تو را تکهتکه کنند؟ گفت: خدایا میخواهی من هم از کرم تو به مردم بگویم تا دیگر یک نفر هم تو را عبادت نکند؟ خدا گفت: نِی ز ما و نِی ز تو، نه تو بگو نه من میگویم، شتر دیدی ندیدی. اینها البته به شوخی شبیهتر است.
تفسیر امیرالمؤمنین از این آیه
امیرالمؤمنین همین آیه را تفسیر کرده. حالا میخواهیم ببینیم که دید علی در این آیه چیست. آیا علی میگوید که این آیه تلقین عذر است؟ یا اینکه آیه قطع عذر میکند نه تلقین عذر؟ آیا آیه میخواهد به ما حجت
[١] . انفطار / ٧ و ٨ .