روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
و بيماريى كه استعمال آب به آن زيان دارد و شما را حدث جنابت يا حدثى كه نقض طهارت كند رسيده باشد. أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ ،يا بر سفرى باشى. أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغٰائِطِ ،يا حدث قضاى حاجت رسيده باشد شما را و غائط نام زمينى[مطمئن] [١]باشد آنگاه نقل كردند اين اسم را[و بر قضاى حاجت] [٢]نهادند و اين [٣]اسماء منقوله باشد أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ ،يا شما را با زنان لمسى و ملامست [٤]رفته باشد و حمزه و كسائى و خلف«لمستم»خواندند بىالف و باقى قرّاء«لامستم»به الف و لمس و ملامست در اين آيت و در سورة النساء مراد به او مقاربت و جماع است و كنايت باشد از او و اختلاف فقها و مفسّران در اين لفظ [٥]در سورة النساء بگفتيم.
اگر گويند چون تفسير [٦]لمس به مجامعت كنند و قوله: وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً ،در پيش برفته است نه تكرار باشد جواب از او آن است كه آن در حقّ كسى گفت كه آب يابد تا غسل كند و اين در حقّ آنكس كه آب نيابد او را تيمّم بايد كردن[چون حكم مختلف باشد لا بد تكرار بايد كردن.حقتعالى در اين آيت عذرهايى كه با آن عذر تيمم بايد كردن] [٧]بگفت:يكى مرض و رنج و منع كه بر اعضاى طهارت باشد.
يكى سفر كه مردم در او بسيار وقتها آب نيابند و اگر يابند آلت ندارند و باشد كه به بها فروشند [٨]و او بها ندارد و جمله آن است كه هركه [٩]كه آب نيابد يا متمكّن نباشد از استعمال آن [١٠]،او [١١]را تيمّم بايد كردن و اصل او قصد باشد يقال:«امّه و امّمه و يمّمه و تيمّمه اذا قصده و اين از اسماء منقوله باشد.خداى تعالى گفت:اى مؤمنان چون شما را حدثى رسد از جنابت و جز آن و آب نيابى [١٢]يا متمكّن نباشيد از استعمال آب قصد كنى [١٣]به روى زمينى پاك و خاكى پاك به دست آرى [١٤]و ازآنجا تيمّم
[٢] [١] .اساس:ندارد،از آج افزوده شد.
[٣] .تب،لت+از.
[٤] .تب،لت:ملامسۀ.
[٥] .مر+و.
[٦] .اساس:تغيير،با توجّه به تب تصحيح شد.
[٧] .اساس،وز،تب:ندارد،با توجّه به آج و لب و مر و لت افزوده شد.
[٨] .اساس،وز:فروشيد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .لت:هركو.
[١٠] .مر:آب.
[١١] .اساس:آن،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .تب،آج،لب،مر،لت:نيابيد.
[١٣] .تب،مر:آريد.
[١٤] .تب،مر:كنيد.