روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٦ - ترجمه
و بعضى دگر گفتند آيت در عبد اللّٰه صوريا آمد كه او مرتد شد پس ازآنكه اسلام آورده بود و در روايتى كه از باقر-عليه السّلام-كردند آنگه وصف كرد اين جمله [١]به خصالى ناپسنديده كه در ايشان بود گفت:
سَمّٰاعُونَ لِلْكَذِبِ ،شنوندگان دروغند يا براى دروغ چنان كه به تفسير داده شد أَكّٰالُونَ لِلسُّحْتِ و حرامخوارگانند و روايت كردهاند از رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله- كه او گفت سحت رشوت باشد در حكم.
و در سحت دو لغت است ضمّ حا و اسكان او،و ضم حا قرائت ابن كثير است و كسايى و اهل بصره و ابو جعفر و باقى به اسكان«حا»خواندند [٢].عبد اللّٰه مسعود گفت و قتاده و مجاهد و ابراهيم و ضحّاك و سدّى كه مراد به سحت رشوت است.
و از اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-روايت كردهاند كه سحت رشوت باشد در حكم و مهر زنان ناپارسا و مزد گشن فحل و كسب حجّام و بهاى خمر و بهاى سگ و مزد فالگوى و چيزى كه بستانند در توصّل به معصيت.
و اصل سحت استيصال باشد يقال اسحت اسحاتا اذا استأصل،قال الفرزدق:
و عضّ زمان يا ابن مروان لم يدع
من المال الّا مسحت او مجلّف
و يقال:سحت ايضا قال اللّٰه تعالى: فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذٰابٍ [٣]اى يستأصلكم.
و در وجه او تا معنى مناسب شود با اصل اشتقاق چهار قول گفتند:زجّاج گفت براى آنكه ثمره او عذاب استيصال باشد.ابو على گفت براى آنكه حرام را در او بركت نباشد هلاك شود چون عذاب استيصال.خليل گفت قبيحى كه در او عار بود مروّت مردم را سحت و استيصال كند،بعضى دگر گفتند حرام را حرص بر او بيشتر باشد و شره فهو بمنزلة قولهم رجل مسحوت المعدة اذا كان شرها اكولا.
فَإِنْ جٰاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ،اگر به تو آيند تو مخيّرى خواهى حكم كن ميان ايشان در زناى محصن يا حكم كشتگان كه ميان بنى قريظه و بنى النضير بود چنان كه شرح آن برفت.
در حكم حاكم و اختيار او،حاكم را دو قول گفتند ابراهيم و عطا و قتاده و
[١] .مر+را.
[٢] .وز:خواندهاند.
[٣] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٦١.