روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٧ - ترجمه
تا علامت آن بودى كه به حج خواهد رفتن كس او را تعرض نكردى و چون بازگشتى قلاده از موى در گردن خود كردى علامت را،تا دانستندى كه او از حج مىآيد كس او را تعرض نكردى.
عطا گفت:از پوست درخت حرم پارهاى در گردن افكنديدى [١]آنان كه از اهل حرم بودندى و آنان كه نه از اهل حرم بودندى قلاده از موى يا از پشم در گردن كردندى [٢].
مجاهد گفت:پوست درخت حرم هركس كه در گردن افكندى يا در گردن شتر،ايمن بودندى [٣]و بر اين قول معنى مستقيم نشود الّا على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه و تقدير آن باشد لا تحلّوا اصحاب القلائد.
ابن زيد گفت:مراد آن است كه مؤمنان را نهى مىكند ازآنكه استحلال كنند و حلال دارند كه از درخت [٤]آن حرم چيزى بگيرند از شاخ و پوست و جز آنچنان كه كافران در جاهليّت كردندى.
جبّايى گفت:نهى كرد و خداى تعالى مسلمانان را ازآنكه شترى يا گاوى و گوسفندى كه به هدى رانده باشند شير آن [٥]بدوشند براى آنكه چون او را براى [٦]خداى در ره خداى براندند ايشان را نباشد كه شير آن بخورند جز كه به صدقه بدهند و اين اقوال [٧]محتمل است و حمل كردن بر مقلّده [٨]از بهيمه و جز آن حمل بود بر حقيقت او. وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ .و نه قاصدان خانۀ خداى و زوّار [٩]آن را از حجّاج و معتمران و الأمّ القصد يقال امّه يؤمّه امّا و امّمت فلانا و يمّمته اذا قصدته.
قال الشّاعر:
انّي كذاك اذا ما ساءني بلد
يمّمت صدر بعيري غيره بلدا
و مراد به بيت الحرام كعبه است بلا خلاف. يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْوٰاناً ،
[١] .آج،لت:افكندندى،لب،مر:افكندى.
[٢] .مت:كردند.
[٣] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:بودى.
[٤] .لت:درختان.
[٥] .مر:او.
[٦] .مر:به راه.
[٧] .مر:قول.
[٨] .مر:مقلد.
[٩] .اساس،وز،تب:دوار،آج،لب،مر:زوار،مت:ذوّار،با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد.