روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٤ - ترجمه
جملۀ مالش زائل شود و هر تصرّف كه در مال كند بعد ارتداد باطل باشد،و اگر به خلاف اين باشد و از فطرت اسلام نباشد ملك او زائل نشود و تصرّفش باطل نشود.
و اصحاب شافعى خلاف كردند.بعضى گفتند:ملك زائل نشود و تصرّفش صحيح باشد،و بعضى گفتند:ملكش زائل شود و تصرّف باطل باشد.و قولى ديگر آن است [١]مراعى باشد،اگر بازآيد و با سر مسلمانى شود دانيم كه ملكش زائل نيست، و اگر بازنيايد بدانيم كه ملكش زائل است،و بهمانند قول دوم است مذهب ابو يوسف و محمّد و مذهب ابو حنيفه آن است كه:مالش ميراث باشد مسلمانان را، آنكه [٢]در حال اسلام كسب كرده باشد،و آنكه در حال ارتداد باشد غنيمت بود.و شافعى گفت:جملۀ مالش فىء باشد.
مرتد چون از سراى اسلام به سراى حرب شود [٣]،او به آنجا جارى مجرى مرگ نباشد مالش ميراث نشود و مدبّرش آزاد نشود،و مذهب ابو حنيفه و شافعى آن است كه:جارى مجرى مرگش باشد،مالش ميراث شود و مدبّرش آزاد شود.
قوله تعالى: بَشِّرِ الْمُنٰافِقِينَ ،بشارت ده مر منافقان را به آنكه ايشان را عذابى سخت خواهد بودن.و«بشارت»در لغت چيزى باشد كه اثر آن[٣٤٩-پ]بر بشره پيدا شود از سرور يا حزن،جز كه به عرف محقّق شده است به خبرى [٤]كه متضمّن باشد خير و نفع را و در شرّ و عذاب بر سبيل مجاز باشد.زجّاج گفت:معنى آن است كه ايشان را به بدل بشارت خبر ده كه عذابى سخت خواهد بودن ايشان را.چنان كه عرب گويد:تحيّتك الضّرب و عتابك السّيف.قال الشّاعر:
و خيل قد دلفت لها بخيل
تحيّة بينهم ضرب وجيع [٥]
آنگه وصف كرد منافقان را،گفت:آنانند كه يتّخذون الكافرين اولياء، كافران را به دوست گيرند دون مؤمنان را [٦].بنمود كه ميل ايشان به كافران است و با مؤمنان راى ندارند.
أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ ،اين منافقان طلب عزّت و منعت از كافران مىكنند و
[١] .تب،آج،لب+كه.
[٢] .مر:آنچه.
[٣] .آج،مر،لت:شدن.
[٤] .مت،لب:به چيزى.
[٥] .تبيان(٣٦١/٣):و جميع،مر+و حرح.
[٦] .كذا،در اساس و مت،ديگر نسخه بدلها«را»ندارد.