روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٤ - ترجمه
گفت بر اين اجماع صحابه است و ابو حنيفه گفت بر او قطع نباشد.
به نزديك ما آنكس كه از [١]سالها قحط چيزى از طعام بدزدد و اگرچه نصاب باشد يا بالاى آن و در حرز باشد بر او قطع نبود و اگر گران باشد و يا بند و به دست آيد بر او قطع نباشد.نبّاش را قطع واجب آيد چون كفن از گور بيرون آرد قيمت او [٢]نصابى باشد و اين قول عبد اللّٰه زبير است[٣٨٨-پ]و عمر عبد العزيز و حسن بصرى و ابراهيم نخعى و حمّاد بن ابى سليمان و ربيعه.
و مذهب شافعى آن است و مالك و عثمان بتّى و ابو يوسف و احمد و اسحاق و مذهب ابو حنيفه و محمد و اوزاعى و ثورى آن است كه بر او قطع نباشد براى آنكه گور حرز نيست چون چيزى وقف از حرزى بدزدد چون دفترى و پرده و مانند آن و به نصاب رسد بر او قطع بود.
و شافعى را در او دو قول است بناء على قوليه فى انتقال الوقف يكى آنكه بر او قطع باشد و دگر آنكه نباشد حكم سرقت به اقرار سارق ثابت شود كه دو بار بر خود اقرار دهد و بهيكبار ثابت نشود و اين قول ابن ابى ليلى است و ابن شبرمه و ابو يوسف و زفر و احمد و اسحاق و ابو حنيفه و شافعى و مالك گفتند ثابت شود بهيكبار چون بر خويشتن به دزدى اقرار دهد [٣]دو بار قطع واجب شود بر او.
آنگه رجوع كند و از آن بازآيد قطع بر خيزد از او و به نزديك ما و بيشتر فقها و ابن ابى ليلى گفت قطع از او برنخيزد چون چيزى بدزدد و قطع واجب آيد و قطع كنند او را آنچه دزديده باشد اگر عين آن [٤]بر جاى باشد بازگيرند از او و اگر بر جاى نباشد تابان [٥]بستانند از او و اين مذهب حسن بصرى است و نخعى و زهرى و اوزاعى و ليث و شافعى و ابن شبرمه و احمد حنبل سواء اگر مرد [٦]درويش باشد يا توانگر و ابو حنيفه گفت جمع نكنم بر او قطع و غرامت.
اگر بنده از مال خداوند نصابى بدزدد بر او قطع نباشد عند جميع الفقهاء،و داود گفت بر او قطع باشد اگر پدر از مال فرزند چيزى بدزدد بر او قطع نباشد به
[١] .وز،آج،لب،مر،لت:در.
[٢] .آج،لب:آن.
[٣] .لت:كند.
[٤] .لت:از او.
[٥] .مر،لت:تاوان.
[٦] .لت:چه.