روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٥
ترسايان را دوست مگيرى [١]چه ايشان دشمنان شمااند و به شما خير نخواهند و بسگالند [٢]،به ايشان تولاّ مكنيد و به ايشان موالات و دوستى مكنيد ايشان دوستان يكديگراند.
و اتّخاذ افتعال باشد از اخذ و اصل او اين جا ائتخاذ است آنگه همزه را تا كردند و در تاء افتعال ادغام كردند و همچنين اتّعاد اصل او اوتعاد بوده است«واو»«تا» كردند و در«تاء»افتعال ادغام كردند و اصل كلمه اخذ است و اخذ به معانى مختلف استعمال كرده [٣]اخذ اعداد باشد چنان كه اخذته صديقا لي و عدوّا لي و غير ذلك،او را دوست گرفتم [٤]يا دشمن،معنى آن است كه او را به اين كار به دست نهاديم.
و اخذ به معنى تناول باشد چنان كه اخذت الكتاب و الثّوب اى تناولته بيدي، به دست خود از دست كسى بستاند.و اخذ ميثاق عقد [٥]بستن و تأكيد و استوارى او باشد يقال اخذت عهده على ذلك،و اخذ به معنى عقوبت آمد فى قوله: فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَكٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولىٰ [٦]،و قوله: إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ [٧].
و اولياء جمع ولىّ باشد و ولىّ نصير بود و آنكس كه يلي امره،كه تولاّ كار او كند و منه الولى للقرب،و ولايت و موالات و تولاّ همه از يك باب است[٣٩٦-ر] خداى تعالى در اين آيت نهى كرد از تولّاى كافران و دوستى با ايشان و بگفت ايشان باشند كه دوستان يكديگر باشند.
آنگه گفت اين كارى آسان نيست هركس كه تولاّ كند به ايشان و به ايشان دوستى كند از ايشان باشد و منه
قوله-عليه السّلام: المرء مع من احبّ
[و قوله -عليه السّلام: من احبّ] [٨]عمل قوم خيرا كان او شرّا كان[كمن] [٩]عمله ،همچنان
[١] .مر،لت:مگيريد.
[٢] .لب،مر،لت:نسگالند.
[٣] .آج:استعمال كردهاند،لت:استعمال كردند.
[٤] .وز،مت:گرفتيم.
[٥] .وز،آج،لب،مر،لت+و.
[٦] .سورۀ نازعات(٧٩)آيۀ ٢٥.
[٧] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٠٢.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .اساس:ندارد،با توجه به آج،مر،لب افزوده شد.