روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٣ - ترجمه
را [١]:تهمت دزدى بر من مىنهى [٢]،و شما به آن اولىترى [٣]كه شما منافقانى [٤]و هجو رسول مىگويى [٥]و بر قريش مىبندى [٦]!اگر اين كار روشن بنكنى [٧]،اين تيغ در شما نهم [٨]و همه را به تيغ بيارم [٩].ايشان او را دلخوش كردند و خاموش كردند،و چون بشنيدند كه قتاده اين حديث با رسول [١٠]گفته است،بيامدند و ايشان را خويشى بود نام او أسير بن عروة،مردى زبانآور بود،اين حال با او بگفتند.او برخاست با جماعتى پيش رسول آمد،و گفت:اى رسولاللّٰه!اين شرط باشد كه قتاده بيايد و جماعتى را از اهل البيتى معروف به دزدى متّهم كند!و اين حديث در ايشان نگنجد.
رسول-عليه السّلام-قتاده را ملامت كرد به گفتار و گواهى ايشان.قتاده دلتنگ از پيش رسول [١١]برگشت و عمّ را گفت:اين چهكار است كه مرا آوردهاى [١٢]كه رسول -عليه السّلام-امروز مرا ملامتى مىكرد [١٣]كه من تمنّاى مرگ كردم در اين [١٤]حال.عمّ گفت:خداى مىداند كه من مظلومم و لكن چه توانم كردن،اللّٰه [١٥]المستعان،جز آنكه از خداى يارى مىخواهم،خداى تعالى اين آيات فرستاد إلى قوله: وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً [١٦]،الى قوله: وَ كٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَيْكَ عَظِيماً [١٧].
اين خبر به بني ابيرق رسيد،مرتد شدند و به مكّه گريختند و آنجا مقام ساختند با قريش،چون رسول-عليه السّلام-مكّه بگشاد به شام گريختند،خداى تعالى در ايشان اين آيت فرستاد: وَ مَنْ يُشٰاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَيَّنَ لَهُ [١٨]،الى آخر الآية [١٩].
[١] .مر+كه.
[٢] .تب،مر:مىنهيد،آج،لب:تهمت دزدى مىكنى مرا.
[٣] .تب،مر:اولىتريد.
[٤] .تب،مر:منافقانيد.
[٥] .تب،مر:مىگوييد.
[٦] .تب،مر:مىبنديد.
[٧] .تب:بنكيد،مر:نكنيد.
[٨] .آج،لب:بنهم.
[٩] .تب:بيازم.
[١٠] .وز،آج،لب،مر،لت+عليه السّلام.
[١١] .تب،آج،لب،لت+عليه السّلام.
[١٢] .مر:آوردى.
[١٣] .وز،تب،آج،لب،لت،مر:ملامتى كرد.
[١٤] .وز،تب،آج،لب،لت:در آن.
[١٥] .تب:و اللّٰه.
[١٦] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١٢.
[١٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١٣.
[١٨] .مت،مر،لت+الهدى،سورۀ نساء(٤)آيۀ ١١٥.
[١٩] .وز،تب،آج،لب+الآيات.