روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
اسلام و جزيت و جز آن،و دوم [١]آنكه جنايت هريكى از ايشان اگر مفرد بودى عند آن تلف حاصل شدى چون اين دو شرط حاصل باشد همه را باز توان كشتن و در صحابه مذهب على است و عمر و عبد اللّٰه عبّاس.
و در تابعين حسن بصرى و سعيد بن المسيب و عطا و در فقها مالك و اوزاعى و ثورى و ابو حنيفه و اصحابش و شافعى و احمد و اسحاق الّا آنكه به نزديك ما آنگه رسد او را كه همه را بكشد كه آنچه فاضل يك ديت بود رد كند به قسمت با اولياى ايشان يا يكى را كه خواهد اختيار كند و بكشد و آن باقى آنچه نصيب ايشان بود از ديت ادا كنند با اولياء مقتول دوم.
و در فقها كس اين قضيّه اعتبار [٢]نكرد و محمّد بن الحسن گفت اين مخالف قياس است و لكن [٣]قياس رها كرديم براى اتباع اثر و قومى گفتند هيچ [٤]را بازنشايد كشتن و اين مذهب داود است و اهل ظاهر چون جماعتى مشارك شوند در جراحت عضوى چون دست بريدن و چشم كندن كه آن ايجاب قصاص كند او را باشد كه از همه قصاص خواهد و اين مذهب شافعى است و ربيعه و مالك و احمد و اسحاق.و شرط ما آن است كه در نفس گفتيم از ردّ فاضل ديت.
و مذهب ابو حنيفه و ثورى آن است كه آنجا قصاص نكنند هركه او كسى را بكشد به هر آلتى كه باشد از مثقله و سنگ و آهن و دبّوس و هر چيزى كه به غالب عادت عند آن قتل حاصل شود چون غرق و حرق و حبس طعام و شراب بر او قصاص واجب بود و اين مذهب مالك است و ابن ابى ليلى و ابو يوسف و محمّد و مذهب شافعى [٥].
و جماعتى گفتند اگر به مثقله كشد [٦]او را قود واجب نبود و اين مذهب شعبى است و نخعى و حسن بصرى و مذهب ابو حنيفه است جز كه ابو حنيفه گفت اگر مثقل آهن باشد چون عمود قصاص واجب آيد و اگر محدّد بود يا آتش بود همچنين،چون زهر در طعامى كند و به كسى دهد آنكس بخورد بميرد بر او قود بود.
[١] .مر:دويم.
[٢] .مر:اختيار.
[٣] .مر:اگر.
[٤] .آج،لب،مر،لت:هيچكس.
[٥] .وز،آج،لب،مر،لت+است.
[٦] .وز،آج،لب،لت:كشند.