روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
آنكه در آن قرائت تكرار باشد براى آنكه«لىّ»و«اعراض»به معنى[٣٤٨-پ] واحد بود،أ لا ترى الى قوله تعالى: لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ ،و معنى «لىّ»اين جا اعراض است،جز كه حملش كنند بر جواز تكرار لاختلاف اللّفظين، كما قال:و هند اتى [١]من دونه النّأى و البعد،و آن وجوه كه از پيش گفتيم معتمد است-و اللّٰه ولىّ التّوفيق.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ -الآية،حقتعالى گفت:اى آنان كه ايمان آوردهايد [٢]!ايمان آريد [٣].در آنكه مؤمن را امر به ايمان كرد چند قول گفتند:
يكى آنكه:يا ايّها الّذين أظهروا الايمان بالسنتكم آمنوا بقلوبكم،اى آنان كه اظهار ايمان كردهايد به زبانتان اعتقاد ايمان كنى به دلهايتان.بر اين قول لفظ اوّل مجاز باشد و لفظ دوم حقيقت،و خطاب در آيت خاص با منافقان باشد،و اين قول [٤]معتمد است و بيشتر مفسّران بر ايناند.
قولى ديگر آن است: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خطاب است با مؤمنان و لفظ حقيقت است«آمنوا»أى استقيموا على الايمان،بر ايمان استقامت كنى و بمانى،و اين لفظ دوم كه صيغۀ امر دارد مجاز بود،و معنى آن است كه استدامت كنى [٥]بر ايمان به تجديد او حالا بعد حال،براى آنكه ايمان از باب معارف و علوم باشد و آن لا يبقى بود تجديد بايد كردن حالا بعد حال و اين قول زجّاج است و جبّائي و بلخي، و اين نيز وجهى قريب است.
وجه سهام [٦]محمّد بن جرير گفت:خطاب اهل كتاب است،يعنى اى آنان كه به خداى و به موسى ايمان دارى [٧]به محمّد ايمان آرى [٨].و اين وجه هم محتمل است،الّا آنكه ايمان در هر دو جايگاه،آنكه خبر است و آنكه امر است مجاز
[١] .اساس،مت:اى،وز:الى،با توجّه به سياق عبارت و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج:ايمان آوردهاى.
[٣] .آج:ايمان آرى.
[٤] .لت:قولى.
[٥] .تب،مر،لت:كنيد.
[٦] .تب،آج،لب،مر:سيوم،لت:سيم.
[٧] .تب،مر،لت:داريد،اساس+و،كه با توجّه به آيه و اتّفاق نسخه بدلها زائد تشخيص داده شد.
[٨] .تب،مر،لت:آريد.