روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
است به آنان كه به بعضى از اين چيزها ايمان دارند غرض از او آن است تا معلوم شود كه ايمان به جمله بىايمان به محمّد نافع نباشد و ايمان نباشد.
قوله: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا -الآية،خلاف كردند[در آنكه ] [١]مراد به اين آيت كيست،قتاده گفت:مراد آنانند كه ايمان آوردند به موسى-عليه السّلام-آنگه كافر شدند به عبادت عجل،آنگه ايمان آوردند به انجيل [٢]عيسى،آنگه كافر شدند به او و در كفر بيفزودند حين [٣]قالوا هو ابن اللّٰه [٤].
زجّاج و فرّاء گفتند:به موسى ايمان آوردند آنگه به عزير كافر شدند،يعنى بقولهم:عزير ابن اللّٰه،آنگه ايمان آوردند به عيسى،آنگه كافر شدند به محمّد -عليه السّلام-و بر كفر بيفزودند به اصرارشان بر كفر به رسول عليه السّلام ما.
مجاهد و ابن زيد گفتند:مراد منافقانند كه اظهار ايمان كردند و باز اظهار كفر كردند و باز اظهار ايمان كردند و باز كافر شدند و برآن اصرار كردند،و اين قول به صواب نزديكتر است،و لفظ ايمان در اين آيت بر مجاز باشد براى آنكه به نزديك ما از مؤمن مخلص ارتداد نباشد براى وجوهى كه پيش از اين بيان كرديم.
و قوله: لَمْ يَكُنِ اللّٰهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ [٥]،اين«لام»براى تأكيد نفى آرند،تقول:ما كنت لا فعل كذا،يعنى من از آنان نيم بههيچوجه كه اين كار كنم خداى تعالى ايشان را بههيچوجه نيامرزد براى آنكه اين ايمان كه ازيشان حكايت كرد نه ايمانى است كه برآن استحقاق ثوابى باشد.
قولى دگر آن است كه:به كفرى كه پس از ايمان آوردند بر وجه ارتداد،جز كه اين قول را تفسير اين [٦]باشد[٣٤٩-ر]كه اين ارتداد دليل آن بود كه آنچه پيش ازين بود ايمان نبود بر حقيقت،صورت ايمان داشت.
بلخي و زجّاج گفتند:براى آن نيامرزد ايشان را كه توبه نكردند و بر كفر اصرار
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .تب،آج،لب+و.
[٣] .اساس:چنين،با توجّه به فحواى عبارت و همۀ نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اشاره است به سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٠.
[٥] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٣٧.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز مت:آن.