روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
يتصدّقوا،الّا كه صدقه كنند اولياى مقتول و به ايشان بخشند و رها كنند به ايشان.
«تا»ى تفعّل را قلب كردند با«صاد»،و آنگه در«صاد»ادغام كردند،و كذلك فى«اطّيرنا [١]»و«اثّاقلتم [٢]»و الأصل تطيّرنا و تثاقلتم. فَإِنْ كٰانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ ،يعنى فان كان المقتول خطأ،اگر اين را كه به خطا كشته باشند و از جملۀ كافران باشد،يعنى در ميان ايشان باشد،و او كه كشته است مؤمن باشد كشنده را كفّارت باشد و ديت نبود بر او.
آنگه [٣]خلاف كردند.بعضى گفتند كه:اين مسلمانى باشد در ميان كافران كسى او را بكشد بر او كفّارت باشد و ديت نباشد براى آنكه ورثۀ او كافرانند و كافر از مسلمان ميراث نگيرد،و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و سدّى و قتاده و ابراهيم و ابن زيد،بعضى دگر گفتند:كسى را خواست كه از سراى حرب به سراى اسلام آيد [و اسلام آرد] [٤]آنگه با سراى حرب رود چون لشكرى از مسلمانان به غزاى ايشان روند كافران بگريزند،او نبگريزد [٥][٣٣٢-پ]براى ايمانش،ايشان بيايند [٦]ندانند كه او مسلمان است او را بكشند،و اين[از] [٧]جنس [٨]قتل خطا باشد و اين روايتى است از عبد اللّٰه عبّاس.
وَ إِنْ كٰانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثٰاقٌ و اگر اين كشته از قومى باشد كه ميان شما و ايشان عهدى باشد و ذمّتى،و نه از اهل حرب باشد،آنگه او را به خطا بكشند ديتى لازم آيد كه به قوم و اهل او دهند،از عاقله بستانند،و قاتل،كفّارت را بردۀ [٩]مؤمن آزاد كند.
آنگه در اين كشتۀ دوم خلاف كردند كه شرط هست كه او مؤمن باشد يا نه، بعضى گفتند كه:اگر كافر باشد هم اين حكم دارد و ايمان شرط نيست،و اين قول
[١] .اشاره است به سورۀ نحل(٢٧)آيۀ ٤٧.
[٢] .اشاره است به سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٨.
[٣] .اساس،مت:برانك،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .تب،لت:بنگريزد.
[٦] .آج،لب،مر+و.
[٧] .اساس،مت،مر:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .مر:اين چنين.
[٩] .مر:بنده.