روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٦ - ترجمه
نصيب باشد و قسوط بيداد باشد و اقساط عدل باشد. شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ ، گواهان خداى باشى كه گواهى به حق و عدل و انصاف دهى و براى خداى دهى،چنان كه گفت: وَ أَقِيمُوا الشَّهٰادَةَ لِلّٰهِ [١]،و اگرچه آن گواهى بر خود باشد، چنان كه گفت-عليه السّلام:قل الحقّ و ان كان عليك،حق بگو و اگرچه بر تو باشد. أَوِ الْوٰالِدَيْنِ ،يعنى و اگر گواهى باشد كه تو را زيان دارد و مادر و پدرت را.
اگر گويند:كسى بر خويشتن گواهى چگونه دهد گوئيم معنى گواهى بر خود اقرار باشد،يقال:شهد على نفسه بكذا إذا اقرّ به عليها،و نظيره قوله: شٰاهِدِينَ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ [٢]،و قوله: أَوِ الْوٰالِدَيْنِ ،يعنى گواهى براى مادر و پدر و به نزديك ما گواهى مرد براى مادر و پدر روا باشد و بر ايشان روا نباشد و گواهى مادر و پدر براى فرزند [٣]و برادر روا باشد چون دگرى به [٤]ايشان باشد از اهل شهادت و اگرچه ظاهر آيت چنان مىنمايد كه گواهى بر پدر و مادر روا باشد و انّما معنى آن باشد كه:و اگر هم [٥]بر پدر و مادر باشد حق ببايد گفتن و مبالات نكردن و جانب خداى نگاه داشتن،و اين بر سبيل مبالغت و توسّع باشد نه آنكه بر حقيقت اگر بر پدر و مادر گواهى دهد مسموع باشد،چنان كه يكى از ما گويد:ما ابالي بقول الحقّ و ان كان مع الأمير أو [٦]السّلطان،و غرض از ذكر امير و سلطان مبالغه باشد نه حقيقت.
و قوله: إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللّٰهُ أَوْلىٰ بِهِمٰا ،بعضى مفسّران گفتند:آيت در رسول [٧]آمد كه توانگرى و درويشى به حكومت پيش او رفتند،او ميل با [٨]درويش كرد ازآنجا كه گمان برد كه درويش بر توانگر ظلم نكند قريبتر آن باشد كه توانگر بر درويش ظلم كند خداى تعالى اين آيت فرستاد،و اين درست نيست براى آنكه اين حديث لايق عصمت رسول-عليه السّلام-نيست،و آنكه او ميل كند على الخصمين به گمان بىعلمى و بيّنتى و درست آن است كه آيت بر سياقت عام است در خطاب جملۀ مكلّفان،و معنى آن باشد كه گفتيم على كلّ حال و في حقّ كلّ
[١] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ٢.
[٢] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٧.
[٣] .مر:فرزندان.
[٤] .مر،لت:با ايشان.
[٥] .همه نسخه بدلها:همه.
[٦] .مت:و السّلطان.
[٧] .وز،تب،آج،لب،مر+عليه السّلام.
[٨] .مر:به.