روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٢ - ترجمه
من آمين گويم؟گفتم يا ابن رسولاللّٰه تو دعا كنى و تو آمين گويى [١]و براثر آن من آمين گويم علىّ بن الحسين-عليهما السّلام-دست برداشت و گفت بار خدايا پسر شهاب با من گريخته است و وسيله مىسازد [٢]مرا و پدران مرا به تو،خداى به حقّ آن اخلاص كه تو از پدران من دانى و الّا حاجات [٣]او روا كنى و او را شفا دهى به بركت دعاى من و روزى بر او فراخ كنى و قدر او در علم رفيع كنى.
زهرى گفت به آن خدايى كه جانها به امر [٤]اوست كه پس از آن هرگز بيمار نشدم و دستم تنگ نشد و هيچ سختى نرسيد مرا [٥]،از آنوقت تا اكنون در راحت و آسايشم و اميد مىدارم كه خداى تعالى مرا به رحمت بيامرزد [٦]به دعاء زين العابدين علىّ بن الحسين-عليهما السّلام-و قال بعضهم: [٧]
و اذا الرّجال توسّلوا بوسيلة
فوسيلتي حبّي لآل محمّد
اللّٰه طهّرهم بفضل نبيّه
و ابان شيعتهم بطيب [٨]المولد
العلاء بن عبد الرحمن روايت كند از پدرش از ابو هريره كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-گفت كه چون خداى تعالى آدم را بيافريد و روح در او [٩]دميد او از دست راست عرش بنگريد اشباحى و تماثيلى ديد از نور به عدد پنج بعضى راكع و بعضى ساجد بر صورت او،گفت بار خدايا پيش از من كس را آفريده [١٠]بر صورت من؟گفت نه گفت بار خدايا اين پنج شخص كيستند كه من ايشان را بر صورت خود مىبينم؟گفت اينان پنج كساند از نسل تو
و لولاهم لما خلقتك و اگر نه اينانندى [١١]من خود تو را نيافريدمى و نامهاى ايشان از نامهاى خود شكافتم و اگر نه اينانندى من آسمان و زمين و عرش و كرسى و بهشت و دوزخ و جن و انس نيافريدمى
فانا المحمود و هذا محمّد و انا العالي و هذا علىّ و انا الفاطر و هذه فاطمة و انا ذو الاحسان و هذا الحسن و
[١] .لت:گوى.
[٢] .آج،لب،مر:مىخواهد.
[٣] .مر:حاجت.
[٤] .لت:به فرمان.
[٥] .وز،تب،آج،لب،لت+و.
[٦] .وز،تب،مر،لت:و بر من رحمت كند،آج،لب:و مرا رحمت كند.
[٧] .تب+شعر.
[٨] .وز:بطلب.
[٩] .اساس:درو/در او.
[١٠] .مر:آفريدهاى،لت:آفريدۀ.
[١١] .مر:اينان بودندى.