روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٠ - ترجمه
-عليه السّلام-به عيادت من آمد و ساعتى بنشست و پارۀ آب بخواست و بر روى [٣٦٧-١]من ريخت من گفتم يا رسولاللّٰه چه فرمايى كه من با مال خود كنم [١]مرا نه خواهر [٢]است و فرزند هيچ ندارم،و رسول-عليه السّلام-مرا هيچ جواب نداد.
برخاست [٣]و بيرون شد دگر نوبت بازآمد و گفت يا جابر تو را از اين بيمارى مرگ نباشد و خداى تعالى در حقّ [٤]تو و خواهران [٥]تو آيتى [٦]بفرستاد و ايشان را چهار دانگ نصيب كرد.
قتاده گفت صحابۀ رسول را همّت در كلاله بودى و از آن پرسيدندى خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ يَسْتَفْتُونَكَ ،از تو [٧]فتوا مىپرسند اى محمّد در باب كلاله بگو كه خداى فتوى مىكند و اختلاف علما در كلاله بگفتيم پيش ازين إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ ،اگر مردى بميرد لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ و او را فرزند نباشد نرينه و مادينه، وَ لَهُ أُخْتٌ و او را خواهرى باشد از مادر و پدر يا از پدر تنها نيمۀ مال او را باشد و به نزديك ما باقى [٨]رد كنند با [٩]او به آيت اولى [١٠]الارحام اگر عصبه باشند و اگر نه و جملۀ فقها گفتند باقى عصبه را باشد اگر مرد را عصبه نباشد و عصبه عم باشد و پسران عم و پسران برادر آنگه فقها را دو قول است بيشتر فقها گفتند:رد بايد كردن هم [١١]با خواهر و مذهب شافعى و جماعتى فقها آن است كه نيمه باقى بيت المال را باشد جملۀ مسلمانان را و اگر چنان باشد كه متوفّى اين [١٢]خواهر باشد و برادرى را [١٣]رها كند مادرى و پدرى يا پدرى جملۀ مال او را باشد بلا خلاف چون فرزند نباشد نرينه و مادينه اگر اين زن كه فرمان يابد [١٤]فرزندى دارد نرينه جملۀ مال فرزند را باشد بلا خلاف و برادر را چيزى نرسد [١٥]و اگر فرزند دختر باشد نيمه دختر را باشد به تسميه و باقى رد بود با او به نزديك ما و به
[١] .مر:كنيم.
[٢] .مر:خويش.
[٣] .تب،لب،مر:خواست.
[٤] .مر،لت:باب.
[٥] .مر:خواهرت.
[٦] .مر+چند.
[٧] .مر+بر.
[٨] .تب+را.
[٩] .آج،لب،مر:به.
[١٠] .مر:اولو.
[١١] .مر:همه.
[١٢] .مر:يك.
[١٣] .مر+نيز.
[١٤] .مر:فرمان يافته.
[١٥] .مر:هيچ نباشد.