روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٨
و قولهم هم(شرع)فى هذا الامر اى سواء چون [١]جمله در كار شوند متساوى شوند، قال:
أ تنسونني يوم الشّريعة و القنا
بصفّين فى آبائكم قد تكسّرا
يعني شريعة الفرات،و در عرف و اصطلاح اهل اسلام شريعت عبارت بود از علم فقه و آنچه از دين به سمع دانند و المنهاج و المنهج و النّهج الطّريق البيّن الواضح راه روشن باشد،قال الرّاجز:
من يك في شكّ فهذا فلج
ماء رواء و طريق نهج
مفسّران گفتند مراد جمله اهل مللند [٢]،خداى تعالى گفت:من هر امّتى و گروهى و جماعتى را راهى و طريقتى و دينى و شريعتى نهادهام و بيان كرده اهل تورات را شريعتى است و اهل انجيل را شريعتى و اهل قرآن را شريعتى.دين يكى است [٣]در باب توحيد و عدل و معارف اصول دين و شرايع مختلف است.
مبرّد گفت:شرعت ابتداى راه باشد و منهاج راه مستمرّ پيوسته،و گفت لفظ چون مكرّر شود براى زيادت معنى باشد كه در دوم معنى باشد كه در اوّل نبود أ لا ترى الى قول الحطيئة:
الا حبّذا هند و ارض بها هند
و هند اتى من دونها النّأى و البعد
نأى اول دورى و قطيعت باشد و بعد بليغتر از آن باشد و گفتهاند به يك معنى براى تأكيد چنان كه شاعر گفت:
حيّيت من طلل تقادم عهده
اقوى و اقفر بعد امّ الهيثم
عبد اللّٰه عبّاس گفت معنى آيت آن است كه شريعت اسلام و منهاج قرآن به ره [٤]طريقت و تعبّد جمله خلائق كردند اگر ايمان آرند چون نمىآرند از ايشان است گفت دليلش آن است كه مِنْكُمْ مىگويد و اين خطاب با مخاطبان حاضر باشد چه اگر مراد اهل شرايع پيشين [٥]بودندى نگفتى منكم و اين وجهى قريب است و معتمد و
[١] .آج،لب،مر.لت+به.
[٢] .مر:ملكند.
[٣] .لت+يعنى.
[٤] .اساس،مت:بر دو،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .لت:لت:بيشتر.