روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢ - ترجمه
را بكشد بر او بيشتر از قود و قصاص[٣٨٤-پ]نباشد همچنين چون يكى [١]كس را بكشد بقصد بظلم بىگناه و استحقاق وَ مَنْ أَحْيٰاهٰا فَكَأَنَّمٰا أَحْيَا النّٰاسَ جَمِيعاً [٢].
عبد اللّٰه عبّاس گفت هركه نصرت پيغامبرى يا امامى كند و دست او قوى كند و نصرت كند پيغامبرى را يا امامى عادل [٣]را تا او را بنهكشند [٤]همچنان باشد كه همۀ جهان [٥]را زنده كرده [٦]براى آنكه مردمان جهان به پيغامبر و امام زنده باشند و چون پيغامبر و امام نباشد به مثابه [٧]مرده باشند.
مجاهد گفت هركه او را از قتل برهاند يا غرق يا حرق و نوعى از انواع هلاك.
ابو على گفت معنى آن است كه هركه زجر كند قاتل را از قتل و تعظيم كند قتل را در چشم او و تذكير كند او را به تحريم آن و عقاب آن بر وجهى كه ديگران به او اقتدا كنند مردمان به آن فعل كه او كرده باشد زنده مانند همچنان باشد كه او زنده كرده ايشان را.
ابن زيد گفت معنى آن است كه هركه او نفسى را عفو بكند از قتل كه مستحقّ قتل باشد يا منع كند از كشتن او يا فعلى كند كه او را از كشتن برهاند فَكَأَنَّمٰا أَحْيَا النّٰاسَ جَمِيعاً ،امّا فى استحقاق الثّواب او عند من نجّاه من القتل چنان كه در آن طرف بيان كرده شد و احياء او مردمان را بر سبيل مجاز باشد چه بر حقيقت بر احيا كس قادر نيست جز خداى تعالى.
و در احكام اميرالمؤمنين -عليه السّلام-آمده است كه روزى اميرالمؤمنين -عليه السّلام-با جماعتى جائى [٨]مىگذشت مردى را ديد كه از خربه [٩]بيرون آمد كاردى به دست و دست و كارد خونآلود و مرد مدهوش و مذعور مردم چون او را ديدند چنان،او را بگرفتند و در آن خربه شدند مردى را ديدند كشته تازه افكنده او را گفتند اين مرد را كه كشت [١٠]؟گفت من كشتم او را،و به قتل بر خويشتن اقرار داد.
[١] .تب،مر:يك.
[٢] .مر:چنان باشد كه.
[٣] .تب،آج،لب،مر،لت:عدل.
[٤] .لب،لت:بنكشند،مر:نكشند.
[٥] .آج،لب،مر،لت:جهانيان.
[٦] .مر+باشد.
[٧] .آج،لب،مر:بمثابة.
[٨] .وز،لب،مر،لت:جاى.
[٩] .آج،خرابه.
[١٠] .مر:كشته.