روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
به شب سخنهايى كه خداى تعالى نپسندد،يعنى انداخت سرقت و دروغ بر ديگرى نهادن.و تبييت كارى سگاليدن باشد به شب،و بعضى اهل لغت گفتند:تبييت به لغت طىّ تبديل باشد،و قال شاعرهم:
و بيّت قولي عند المليك
قاتلك اللّٰه عبدا كنودا
وَ كٰانَ اللّٰهُ بِمٰا يَعْمَلُونَ مُحِيطاً
،و خداى به آنچه ايشان مىكنند داناست،و مورد آيت مورد وعيد و تهديد است.
قوله [١]: هٰا أَنْتُمْ ،«ها»تنبيه راست،خطاب مىكند با قوم طعيمة بن ابيرق كه آمدند و جدل [٢]قول و خصومت مىكردند براى او،يعنى شما آنانى [٣]كه جدل مىكردى [٤]از ايشان،يعنى از بنو ابيرق در دنيا.و«هؤلاء»،اين جا به معنى الّذين است على قول الزّجاج،يعنى ها انتم الّذين،چنان كه هذا بمعنى الّذي آمد في قول الشّاعر [٥]:
نجوت و هذا تحملين طليق
اى و الّذي تحملين.و مغربى گفت:«هؤلاء»كنايت است از دزدان و «أنتم»،آنانند كه مجادلت و خصومت كردند براى ايشان،براى آن تكرار«ها»ى تنبيه كرد.و اشتقاق جدل،من جدلت الحبل إذا احكمت قتله،و رجل مجدول شديد الخلق.و الأجدل الصّقر لأنّه من أشدّ الطّيور،و معنى آيت آن است كه خداى تعالى گفت:اى بني ابيرق!هب كه شما با مردمان اين جا در دنيا مجادله كنى [٦]براى ايشان و ذبّ كنى [٧]از ايشان،كيست كه فرداى قيامت براى ايشان با خداى مجادله خواهد كردن؟و كيست كه و كيل و نايب ايشان خواهد بودن در خصومت؟ چون اين جمله تشنيع و تهديد بكرد ايشان را،پس ازين همه اميد داد و گفت:هركه بديى [٨]كند يا بر خود ظلم كند.
[٦] [١] .آج،لب:و قوله.
[٢] .اساس،مت:جعل،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .تب،آج،لب:آنانيد.
[٤] .تب،آج،لب:مىكرديد.
[٥] .تب+شعر.
[٧] .تب،مر:كنيد.
[٨] .وز،لب،مر،لت:بدى.