روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٩
آنان كه [١]قول اوّل گفتند در منكم گفتند براى تغليب گفت چه كتاب كتاب رسول است و خطاب به [٢]او و با امّت اوست و مراد [٣]آن است كه منكم و منهم و لكن تغليب داد اين قوم را بر ديگران چنان كه تغليب مذكّر [٤]بر مؤنّث و اين قول را تقويت داد [٥]بقوله وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً و التقدير لجعلكم و ايّاهم امّة واحدة تا معنى مستقيم شود گفت اگر خداى خواستى همه را يك امّت كردى و يك شريعت فرمودى اين دليل آن كند كه هر امّتى را شرعى دگر فرمود و هر دو محتمل است و معنى دار.
آنگه در معنى اين دو قول گفتند كه [٦]خداى خواستى شما را همه را يك امّت كردى.حسن بصرى و جبّايى گفت مراد اخبار است از [٧]قدرت و [٨]آنكه اختلاف شما نه از سر عجز من است و آنكه اگر من خواهم،همه را به جبر حمل بتوانم كردن [٩]بر اسلام و لكن حكمت در تكليف راه ندهد چنين كردن،و اين چنان است كه گفت: وَ لَوْ شِئْنٰا لَآتَيْنٰا كُلَّ نَفْسٍ هُدٰاهٰا [١٠]،اگر ما خواهيم هر نفسى را هدى دهيم يعنى مشيّت جبر براى آنكه مشيّت اختيار خود هست.
ابو القاسم بلخى گفت معنى آيت آن است كه اگر خداى تعالى خواستى به ايشان آن كردى كه بر كفر مجتمع[٣٩٥-ر]شدندى و يك دين و يك ملّت [١١]يك كلمه در كفر چنان كه كلمتشان مختلف نشدندى [١٢]و لكن بكرد براى آنكه مناقض و منافى حكمت باشد و اين نظير اين [١٣]آيت بود كه گفت: وَ لَوْ لاٰ أَنْ يَكُونَ النّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً لَجَعَلْنٰا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعٰارِجَ عَلَيْهٰا يَظْهَرُونَ [١٤]-الآيات،و مراد آن است كه امّة واحدة فى الاجتماع على الكفر.
[١] .مر+به.
[٢] .وز،آج،لب،مر،لت،مت:با.
[٣] .اساس،مت:فقر از:وز:فقراد،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .لت+كند.
[٥] .اساس+بر،كه با توجّه به معنى عبارت و ديگر نسخه بدلها زائد مىنمايد،آج،لب،مر،لت:دادند.
[٦] .آج،لب،لت+اگر.
[٧] .لب:اگر.
[٨] .مر:بر.
[٩] .آج:توانم كردن.
[١٠] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ١٣.
[١١] .آج،لب،مر،لت+و.
[١٢] .وز،آج،لب،مر:نشدى.
[١٣] .وز،آج،لب،مر،لت:آن.
[١٤] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٣٣.