روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٢ - ترجمه
به تغيير و تبديل و تحريف،بيانش: فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ [١]... ،أى دين اللّٰه الّذي خلق النّاس عليه،به قرينۀ:
ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ [٢] .
و بعضى دگر گفتند:تغيير خلق و شم است،و اين قول حسن بصرى است و ضحّاك و ابراهيم،و در خبر آمده است:
لعن اللّٰه الواشمات[و المؤتشمات] [٣]و المفلّجات و المغيّرات، و اشمات آنان باشند كه نگار كنند بر دست و[بر] [٤]پاى و اندام زنان به در زن و نيل [٥]،و مؤتشمات آنان كه اين فعل به خويشتن كنند و مفلّجات آنان كه گوشههاى دندان بشكنند تا گشاده دندان شوند،كه عرب پيوستگى دندان به فال ندارند [٦].
زجّاج گفت مراد بقوله: فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّٰهِ ،آن است كه ايشان احكام و اعراض خداى تعالى در خلق او مىبگردانند،خداى تعالى چهار پاى به آن آفريد تا به او منتفع شوند [٧]،ايشان بر خويشتن حرام گيرند [٨]به بحيره و سائبه،و ماه و آفتاب به آن آفريد تا مسخّر فرمان او باشند در منافع ما،ايشان آن را عبادت كردند.و قول آنكس كه حمل بر دين و تغيير او كرد اولىتر است،براى آنكه فايده را عامتر است.
آنگه گفت:هركس كه او شيطان را به ولى و يار و دوست گيرد فرود خداى تعالى، فَقَدْ خَسِرَ خُسْرٰاناً مُبِيناً ،او زيانى كرده باشد به خويشتن ظاهر از حرمان ثواب و استحقاق كه فرمان خداى رها كند و فرمان شيطان كند.
آنگه گفت:شيطان ايشان را به اغراء و اغواء و وسوسه و القاى خواطر محال و دروغ وعدهها [٩]دهد. وَ يُمَنِّيهِمْ ،و ايشان را آرزو دهد و حمل كند بر امانى.آنگه گفت:هر وعده كه [١٠]شيطان دهد،جز غرور و باطل و محال و فريفتن نباشد.
[٢] [١] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٣٠.
[٤] [٣] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .آج،لب:به نيل و سوزن.
[٦] .مر:به فال نيك نداند.
[٧] .اساس،مت:شدند،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز مت:كردند.
[٩] .اساس و همۀ نسخه بدلها:وعدها/وعدهها.
[١٠] .مر:وعدهاى كه.