روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
و حسن بصرى و ابن زيد گفتند هيچ از ذكر خداى تعالى اندك نباشد مگرآنكه نه از براى خداى بود و قصد ايشان نه خداى باشد و مراد به ذكر قليل نفى جمله است چنان كه:قلّ ما رأيت مثله و المعنى ما رأيت مثله لا قليلا و لا كثيرا.
و قوله: مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذٰلِكَ [١]،متحيّرين متردّدين و اصل كلمه حركت و اضطراب باشد چون [٢]حركت گوشوار و چيزى كه آويخته باشد چون بجنبانند يكبار به اين جانب شود و يكبار به آن جانب قال النّابغة:
أ لم تر انّ اللّٰه اعطاك سورة
ترى كلّ ملك دونها يتذبذب [٣][٣٥٠-پ]
و بعضى اهل لغت گفتند حركت چيزى [٤]متدافع باشد و اين فعل مضاعف ذبّ باشد و الذّبّ الدّفع و مراد آن است كه منافقان متردّد و متحيّر باشند يكبار با جانب مؤمنان مىنگرند و يكبار با جانب كافران به زبان به [٥]اينان باشند به دل به [٦]ايشان نه مؤمن مخلص باشند نه كافر مصرّح و نظير آيت در
قول النّبىّ عليه السّلام: مثل المنافق كمثل الشّاة العائرة بين الغنمين تفرّ الى هؤلاء مرّة و الى هذه مرّة لا تدرى ايّهما تتبّع، گفت مثل منافق [٧]چون گوسپندى است از ميان دو گلّه گاه به اين گلّه مىشود و گاه به آن گلّه،نداند تا كجا قرار گيرد، وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ ،و هركه خداى او را گمراه كند يعنى از راه بهشت و ثواب و وجهى دگر آن است كه:معنى اضلال حرمان ايشان است از الطاف و خذلان ايشان بر سبيل عقوبت. فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ،تو براى او راه نيابى امّا به بهشت و امّا به ره حق براى آنكه ازين دو كار هيچ در دست رسول-عليه السّلام-نيست.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ،الآية.
آنگه نهى كرد مؤمنان را ازآنكه آن كنند كه منافقان كردند از دوستى با كافران و صداقت و مودّت گفت مؤمنان را رها مكنى و با كافران دوستى كنى [٨]مىخواهى [٩]تا خداى را بر خود حجّتى پديد آرى [١٠]يعنى اگر چنين كنى خداى را بر شما حجّت باشد.
[١] .مت+اى.
[٢] .آج،لب:چنان كه
[٣] .وز،تب،آج،لب،مر:يتذبذب،لت:متذبذب.
[٤] .مت+كه.
[٦] [٥] .تب،مت،آج،لب،لت،مر:با.
[٧] .آج،لب:منافقين.
[٨] .تب،مر:مكنيد.
[٩] .تب،مر:مىخواهيد.
[١٠] .تب،مر:آريد.