روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٣ - ترجمه
أُولٰئِكَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ ،ايشان را جاى و مآل و مرجع دوزخ باشد. وَ لاٰ يَجِدُونَ عَنْهٰا مَحِيصاً ،و از آن محيصى و معدلى نيابند،يقال:حاص عن كذا يحيص حيصا إذا عدل عنه،[و] [١]محيص جاىها گرديدن باشد،و منه قولهم:وقعوا في حيص بيص إذا وقعوا في أمر لا يدرون أ يتقدّمون فيه ام يتأخّرون،و اصل كلمه،حيص، بوص بوده است من باص يبوص إذا تقدّم فى الأمر،و لكن براى ازدواج كلمتين را [٢]«واو»را«يا» [٣]كردند.
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ -الآية.حقتعالى چون ذكر كافران و شيطان و ديوفرمانان بگفت و طرفى [٤]حكم ايشان و عقاب ايشان بگفت،آنچه عكس و خلاف آن است بگفت از ذكر مؤمنان و ثواب ايشان،گفت:آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند، سَنُدْخِلُهُمْ ،ما ايشان را به بهشتها بريم كه در زير درختان او گفتند [٥]در زير قصور آن [٦]جويها روان [٧]باشد. خٰالِدِينَ فِيهٰا ،نصب [٨]بر حال باشد.
أَبَداً ،روا بود كه نصب بر حال بود،أى متأبّدين،و روا بود كه بر ظرف باشد،أى زمانا دائما لا انقطاع له. وَعْدَ اللّٰهِ حَقًّا ،التّقدير وعد اللّٰه وعدا حقّا [٩]،و لكن چون فعل بيفگند مصدر را با اسم فاعل اضافه كرد،و شايد كه«حقّا»،نصب بر حال بود از وعد.أى وعد اللّٰه ما وعده حقّا.
آنگه گفت: وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّٰهِ قِيلاً ،و كيست آنكه از خداى راستگيرتر [١٠]است به قول!صورت،صورت استفهام دارد و مراد تقدير و جحد است،يعنى لا احد اصدق من اللّٰه قولا،و نصب او بر تمييز [١١]است.
[١] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .مر،لت:ندارد.
[٣] .مر،لت:«واو»را با«يا».
[٤] .مر+از.
[٥] .كذا:در اساس و مت،وز،تب:بهشتها بريم كه در زير آن گفتند در زير درختان آن و گفتند،آج،لب: بهشتها بريم در زير درختان و گفتند،مر:بهشتها بريم كه چون در زير درختان آن،و گفتند،لت:بهشتها بريم كه در زير آن درختان و جويهاى روان،و گفتند.
[٦] .وز+و.
[٧] .وز:روا.
[٨] .آج،لب+آن،مر+او.
[٩] .اساس،مت+آنگه گفت،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١٠] .تب:راستىگرتر،آج،لب،مر،لت:راستگوتر.
[١١] .آج،لب،مر،لت:تميز.