روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
است كه لعلّ بر موضوع [١]خود است و معنى ترجّى در او حاصل است براى آنكه قطع نيست مكلّف را كه عمل او بر وجهى واقع آمده است كه به موقع قبول است و برآن ثواب واجب شده است پس شك راجع با مكلّف است نه با مكلّف.
قوله: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً -الآية،خداى تعالى خبر داد در اين آيت كه اگر هرچه در زمين هست از مالك [٢]و ملك فرداى قيامت كافران را باشد و هم چندان با آن مضاف باشد و ايشان فديه كنند تا از عذاب دوزخ برهند از ايشان قبول نكنند و نستانند و عذاب از ايشان برندارند.
انس مالك روايت كند كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-گفت روز قيامت كافر را گويند اگر ملك دنيا تو را بودى فدايت [٣]كرديت [٤]تا از اين عذاب نجات بودى تو را؟گويد آرى،گويند از تو دون اين خواستند و كم از اين اجابت نكردى[إنّ] [٥]با اسم موصول كه«الّذين»است و ما [٦]بعد او كه صلۀ اوست در محلّ رفع است به ابتدا و لو [٧]به آنچه از پس اوست از«انّ»و اسم و خبر و آنچه بر او عطف است من قوله و مثله معه و آنچه لام غرض در او شده است و آنچه جواب اوست من قوله: مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ ،جمله در جاى خبر مبتدا است.امّا قوله وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ و او شايد كه حال باشد و معنى آنكه اين نفى[٣٨٧-ر]قبول فديه در حالى باشد كه ايشان را عذابى اليم دردناك بود و شايد كه واو عطف باشد و جمله بود [٨]معطوف بر جمله اوّل از مبتدا و خبر و تقدير اين بود انّ الكافرين مؤبّدون فى العذاب و عذابهم اليم.
يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النّٰارِ ،خواهند تا از دوزخ به درآيند.در اين سه قول گفتند:يكى آنكه ارادت به معنى شهوت [٩]است بر سبيل مجاز،يعنى آرزو باشد ايشان را كه از دوزخ بيرون آيند و قول دوم [١٠]آنكه به معنى تمنّاست يعنى تمنّا كنند
[١] .مر،لت:موضع.
[٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:مال.
[٣] .وز،آج،لب:فدا.
[٤] .مر:مىكردى،لت:كردى.
[٥] .اساس،مت:ندارد،از وز افزوده شد.
[٦] .اساس.امّا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .اساس:او،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:بوا،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:شهوت،با توجّه به آج تصحيح شد.
[١٠] .امر:دويم.