روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢١ - ترجمه
وَ قٰالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبٰادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً ،و گفت،يعنى شيطان:هاگيرم [١]از بندگان نصيبى مقدّر مقطوع،و اصل«فرض»قطع باشد،و فرضة النّهر ثلمة فيه،و فرضة القوس جزّ عليها [٢].و فريضه فعيله باشد به معنى مفعول،و قوله: وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً [٣]،أى قطعتم لهنّ قطعة من المال،و امّا قول الشّاعر [٤]:
اذا اكلت سمكا و فرضا
ذهبت طولا و ذهبت عرضا
أى تمرا،لأنّه يؤخذ في فريضة الزّكاة،و در معنى او چند قول گفتند:
ضحّاك گفت:قسما معلوما،و گرفتن شيطان نصيبى از بندگان به اغرا و اغواء و دعوت به اضلال باشد هركه او را اجابت كند در قسمت او باشد [٥].در بعضى از تفاسير آمد كه:از هر هزار كه نصيب [٦]شيطان است،يكى نصيب[٣٤٣-پ]خداى باشد براى آنكه اغلب خلقان فرمان شيطان برند،و اندكى فرمان خدا برند.
آنگه گفت: وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ ،گمراه كنم ايشان را،يعنى بندگان خداى را،و آن به دعوت [٧]به اضلال و تزيين او باشد ضلال را [٨]بر چشم ايشان. وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ ،و ايشان را آرزو دهم و غرور و اميد تا اميد ايشان دراز شود و هيچ عاقبت نه انديشند. وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذٰانَ الْأَنْعٰامِ ،و بفرمايم ايشان را تا گوشهاى چهارپايان ببرند،يعنى از براى علامت بحيرة و سائبة.و«بتك»،قطع باشد.
سدّى گفت:مراد به«بتك»شقّ است اين جا،و گفتهاند:براى علامت كنند تا دانند كه آن نصب [٩]أوثان است،و نيز بفرمايم ايشان را تا خلق خداى را بگردانند.
عبد اللّٰه عبّاس گفت و ربيع انس [١٠]و عكرمه،يعنى تا آدمى را و چهار پاى را خصى مىكنند.و روايتى ديگر از عبد اللّٰه عبّاس آن است،و اين قول مجاهد و ابراهيم و [١١]روايت صادق و باقر-عليهما السّلام-كه مراد آن است كه:دين خداى مىگردانند
[١] .آج:بازگيرم.
[٢] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:حزّة فيها.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٧.
[٤] .تب+شعر.
[٥] .تب،آج،لب،مر،لت+و.
[٦] .لب:نصيبى.
[٧] .كذا:در اساس،مت،تب،وز و ديگر نسخه بدلها:و ان يدعوه.
[٨] .مر:به اضلال،و شيرين گردانيد ضلال را.
[٩] .تب،مت،لب،مر،لت:نصيب.
[١٠] .آج،لب،لت:و ربيع و انس.
[١١] .مر:وهم.