روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
حلال بود ايشان را و به بازداشتن از ره خداى بسيارى را.
وها گرفتن [١]ايشان[ربا] [٢]را و نهى كردهاند از آن و خوردن ايشان مالهاى مردمان به ناحق و بجارديم [٣]براى كافران ازيشان عذابى درد رساننده [٤].
قوله تعالى: لاٰ يُحِبُّ اللّٰهُ الْجَهْرَ [٥]،جملۀ قرّاء [٦]برآنند كه ظلم خوانند بضمّ ظا و كسر لام على ما لم يسمّ فاعله و در شاذ زيد بن اسلم و ضحّاك بن مزاحم خواندند الّا من ظلم به فتح ظا و لام بر آنكه [٧]فعل مسند باشد با ضمير مستكن كه عائد بود با من،عبد اللّٰه عبّاس و قتاده و حسن گفتند معنى آيت آن است كه خداى تعالى دوست ندارد كه كسى بر كسى دعاى بد كند،الّا آنكس كه بر او ظلم كرده باشند و مظلوم باشد كه او را رخصت است كه بر ظالم دعا كند و جهر ضدّ اخفاء باشد،و بر اين قول روا باشد كه من در محلّ نصب بود بر [٨]استثناى منقطع براى آنكه من از جنس قول بد و دعاى بد نباشد و شايد كه بر حذف مضاف بود و تقدير آن باشد كه الّا قول من ظلم يعنى الّا دعاء المظلوم بر اين قول استثنا متّصل باشد.
و زجاج گفت روا باشد كه من در محل رفع باشد بر تقدير محذوفى و تقدير آن باشد كه لا يحبّ اللّٰه الجهر [٩]احد بالسّوء الّا من ظلم و روا بود كه محلّ او جرّ [١٠]بود على تقدير لا يحبّ اللّٰه الجهر بالسّوء من القول [١١]الّا ممّن ظلم.
فرّاء گفت معنى آن است كه نفرين كند بر ظالم يا خبر دهد مردمان را به آنكه ظالم [١٢]كرده باشد.
[١] .آج،لب:فراگرفتن.
[٢] .اساس:ندارد،از مت افزوده شد.
[٣] .آج،لب:بساختيم.
[٤] .آج،لب:دردناك.
[٥] .تب،مر،لت+الآية.
[٦] .مر+مفسران قرآن.
[٧] .مت:براى.
[٨] .مت:در.
[٩] .تب،آج،لت:ان يجهر.
[١٠] .مر:ضم.
[١١] .وز،تب،آج،لب،مر:من احد.
[١٢] .وز،مر:ظلم.