روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٧ - ترجمه
راستى كنيد ميان زنان و اگرچه حريص باشيد مچسپى [١]همه چسپيدن كه پس رها كنيد او را چون آويخته،و اگر نيكى كنيد و بترسيد خداى بوده است آمرزنده و بخشاينده.
و اگر جدا شوند بگزيراند خداى همه را از رحمتش،و بوده است خداى فراخ عطا [٢]محكم كار.
قوله: إِنْ [٣]يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ إِنٰاثاً ،«ان»به معنى«ما»ى نفى است، گفت:نمىپرستند اينان فرود خداى-عزّ و جلّ-مگر بتان را و آنكه بتان را چرا «اناث»خواند در او چند قول گفتند:
سدّى و ابو مالك و ابن زيد و زجّاج گفتند:مراد بتان ايشانند از لات و منات و عزّى و نائله،براى آنكه مشركان ايشان را به نام اناث و زنان نام نهادند.
قول دوم عبد اللّٰه عبّاس و قتاده و حسن بصرى گفتند:مراد به اناث موات است كه در او روح نباشد،مثل خشبه و صخره و شجره،و اين مؤنّث اللّفظ است.زجّاج گفت:براى آن اناثش خواند [٤]،كه كنايت از جمادات به لفظ تأنيث گويند دون تذكير،يقول العرب:الأحجار تعجبني،و لا يقولون يعجبوني.
قولى دگر آن است كه حسن بصرى گفت:ايشان را بتانى بود كه آن را اناث خواندند به نام.و عروه روايت كرد از پدرش كه در مصحف عائشه هست:الّا اوثانا، جمع وثن،و عبد اللّٰه عبّاس خواند:الّا اثنا،جمع وثن،آنگه«واو»را قلب كردند با «الف»،مثل وجوه«و اجوه»،و وقّتت و اقّتت.
و بعضى دگر در شاذّ خواندند.انثا،جمع اناث،مثل ثمار و ثمر.علىّ بن الحسين المغربيّ گفت:مراد به اناث ضعيفان عاجزانند،و فلان انيث في أمره،و مؤنث و مخنّث اذا كان عاجزا ضعيفا.و سيف أنيث،نرمآهن باشد كه ذكر پولاد بود تشبيها بالذّكر و الانثى من الحيوان،قال صخر الغىّ [٥]:
[١] .تب:مچسپيد.
[٢] .مت+و.
[٣] .اساس:و ان،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٤] .مر:خوانند.
[٥] .تب+شعر.