روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٠ - ترجمه
اين خلاف آن است كه قراء بر اويند [١]و رفع او بر ابتداست و خبر او فاقطعوا است و فا براى آن آورد كه كلام متضمّن است به معنى شرط و جزا و التّقدير فمن سرق فاقطعوا.
و ظاهر آيت اقتضاء وجوب قطع مىكند بر هر سارقى [٢]براى آنكه لام استغراق جنس راست عند من قال بالعموم،و آيت مجمل است هم در حقّ سارق و هم در معنى يد،و بيان آن در سنّت و شريعت است و در مصحف عبد اللّٰه بن مسعود اين است و السّارقون و السّارقات فاقطعوا ايمانهما [٣].
امّا آن نصاب كه در او قطع واجب باشد در او شش قول گفتند [٤]يك قول آن است كه دانگ و نيم باشد و اين مذهب ماست و مذهب شافعى و اوزاعى
لقوله- عليه السّلام- القطع في ربع دينار قول ديگر سه درم و آن قيمت سپرى [٥]باشد و اين مذهب مالك انس است سهام [٦]پنج درم و اين اختيار ابو على است.
و خبرى روايت كرد از اميرالمؤمنين على(ع)و عمر خطّاب [٧]است كه ايشان گفتند:
لا يقطع الخمس الّا في خمسة دراهم. قول چهارم حسن بصرى گفت در يك درم قطع بايد كردن كه آنچه كم از آن است كم بود.قول پنجم ده درم و آن مذهب ابو حنيفه است و اصحابش.
و خبرى روايت كردند [٨]كه رسول-عليه السّلام-گفت دزد را قطع دست در قيمت سپرى باشد و قيمت سپرى در عهد رسول-عليه السّلام-دينارى بود يا ده درم.
قول ششم اصحاب ظاهر گفتند در اندك و بسيار قطع واجب آيد و اين مذهب عبد اللّٰه زبير است.و قطع،شرط [٩]آن است كه سارق آنچه برد از حرز برد و حدّ حرز به نزديك ما اعتبار آن به عادت كنند هر چيزى را در خور خود حرزى باشد و اصحاب ما حدّش به آن نهادند كه جاى باشد كه كس را نبود كه در آنجا شود بىاذن او.
[١] .اساس،مت:قرآن بروانيد،چون معناى محصّلى نداشت با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .مر:سارق.
[٣] .آج،لب.ايديهما.
[٤] .وز،آج،لب،لت:گفتهاند.
[٥] .اساس،وز،مت:سرى،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،مر:سيوم.
[٧] .اساس،مت:خبر،وز:خطر با توجّه به مر تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،مر،لت:كرد.
[٩] .وز،آج،لب،مر،لت:شرط قطع.