روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
عفو،و به نزديك شافعى هم چنين است،و مالك و ابن ابي ليلى و ابو يوسف و محمّد بن الحسن،و به نزديك ابو حنيفه اگر نه به آهن كشته باشد قصاص واجب نبود، و شعبى و نخعى و حسن بصرى هم چنين گفتند.و اگر كودكى يا ديوانهاى يا ناقص عقلى كسى را بكشد بعمد،حكم آن حكم خطا باشد،بر او قصاص نبود بل ديت باشد بر عاقله و قوله: تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ،به نزديك ما بردهاى بايد [١]بالغ مؤمن،يعنى مظهر ايمان از كلمۀ شهادت و شعار اسلام،و با وجود بالغ طفل نشايد عندنا و عند الشّافعى،و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و شعبى و حسن و ابراهيم و قتاده،و اگر بالغ نيابد روا باشد كه كودكى آزاد كند مسلمانزاده،و اگر نيابد كودكى را از آن نوع كه باشد،سواء اگر مقتول مرد باشد يا زن يا كودك يا ديوانه يا كافر يا بنده،و شافعى در همه موافقت كرد [٢]،و ابو حنيفه در بنده موافقت كرد بس،و مالك در بنده خلاف كرد.
و اگر جماعتى مشاركت كنند در قتل يك كس،بر هريكى از ايشان كفّارتى باشد،و جملۀ فقها موافقت كردند مگر عثمان بتّي كه او گفت:بر همه يك كفّارت باشد.
و كفّارت قتل عمد سه چيز باشد على الجمع:بردۀ [٣]مؤمن كه آزاد كند،و شصت درويش را طعام،و دو ماه پيوسته روزهها دارد [٤]،و جملۀ فقها خلاف كردند در اين.و كفّارت قتل خطا يا بردهاى باشد،اگر نيابد روزه دارد دو ماه،و اگر نتواند شصت درويش را طعام دهد مانند كفّارت ظهار.و شافعى را دو قول است:يكى چنين كه ما گفتيم،و دگر آنكه روزه در ذمّۀ او مىباشد تا آنكه توانا شود و بدارد.
و در كفّارت قتل [٥]عمد اصلا كه خود بر او كفّارت باشد يا نه،شافعى و مالك و زهرى موافقت كردند،و ابو حنيفه و اصحابش و سفيان ثورى گفتند:كفّارت نيست بر او بههيچوجه.و اگر كسى خود را بكشد بر او ديت و كفّارت نباشد به نزديك ما و
[١] .مر:باشد.
[٢] .مر:كرده.
[٣] .مر:بندۀ.
[٤] .مت:دو ماه روزها پيوسته دارد،وز،تب،آج،لب،مر:پيوسته روزه دارد.
[٥] .اساس+و،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.