روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥١ - ترجمه
تو در همسايگى من و احوال تو اين جا رسيده و من بىخبر و تو هرگز نگفتى.آنگه مرد را سوگند داد [١]كه از سراى بيرون نشود و تا آنچه داشت از مال و ملك با او مقاسمت كرد [٢]و ببخشيد [٣].چون فرمان يافت او را در خواب ديدند.گفتند [٤]:ما فعل اللّٰه بك خداى با تو چه كرد؟گفت:رحمني بمواساة الجار،بر من رحمت كرد به آن مواسات كه با همسايه كردم.و اين حكايت اگرچه لايق [٥]نيست،براى آن آوردم تا بدانى كه پرده بر احوال خود پوشيدن و حاجت عرض ناكردن اولىتر باشد كه ربّما مقصود از آن بهتر برآيد كه از سؤال و تعرّض.
فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،كه خداى آمرزنده است و بخشايندۀ آمرزنده است گناه گذشته را و بخشاينده است بر بندگان،بر ايشان تضييق و تشديد [٦]نكند و در حال ضرورت تكليف ايشان بر حدّ آن نكند كه در حال اختيار.پس چون تشديد تكليف از كرم روا ندارد تكليف ما لا يطاق از عدل كى روا بدارد؟ يَسْئَلُونَكَ مٰا ذٰا أُحِلَّ لَهُمْ [٧]،مىپرسند از تو كه چيست كه ايشان را حلال بكردهاند؟«ما»استفهامى است و محلّ او از اعراب رفع است و التّقدير اىّ شىء احلّ لهم-گفت:اصحاب تو را مىپرسند چون ذكر اين محارم مىشنوند كه از مطاعم و انواع طعام چيست كه ايشان را حلال است؟ قُلْ ،بگو اى محمّد و جواب ايشان بازده كه: أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبٰاتُ بر شما حلال كردهاند از ذبايح آنچه حلال و پاك است و مراد به طيّبات محلّلات است براى آنكه خداى تعالى هركجا ذكر حلال كرد آن را وصف كرد به طيّب نحو قوله: وَ كُلُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ حَلاٰلاً طَيِّباً [٨]،و «طيّب»را تفسير به پاكيزه كرد و اين اختيار جبّائى و طبرى است.
و بعضى دگر [٩]گفتند:مراد به طيّبات طعامهاى لذيذ است و«طيب» [١٠]را تفسير
[١] .مر+و خورد.
[٢] .مر:مواسات.
[٣] .مر+و يك نصيب به او داد.
[٤] .اساس،وز،آج،لب،مت:گفت،با توجّه به مفهوم عبارت و مر و لت تصحيح شد.
[٥] .مر+اين جا.
[٦] .مر+تكليف ما لا يطاق.
[٧] .مر+گفت اصحاب.
[٨] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٨٨.
[٩] .مر:ديگر.
[١٠] .آج،لب،طيّب(با تشديد)،مر:طيّبات.